تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
بيگانگانرا سهلتر گردانيد . آنهائى نيز كه بكمك فرستاده شدند به علت ضعف يا عوامل خيانت‌بار ديگرى در سراب متوقف گشتند و مردم بلاديدهء اردبيل را امكان استفاده از وجود آنها فراهم نگرديد . طبيعى است كه اشتباهات ستار خان هم در اين واقعه اثر داشت و بطوريكه مىگويند اهم آنها برهم زدن اردوى مجاهدان اردبيل در به دو ورود ، دستگيرى و توقيف حاج بابا خان مجاهد رشيد و صميمى اردبيل ، اكتفا به چند فقره تلگرام بتهران و تبريز جهة دريافت اسلحه و نيرو ، تندخوئىهاى بيجهة با سران عشاير كه روزهاى اول ورود او براى ديدار و اداى احترام بحضور وى آمده بودند ، تحت فشار گذاشتن توانگران براى دريافت پول و ، بالاخره بقول امير خيزى اثر تلقينات بعضى از ياران بدانديش بود . سردار جنگ‌آزموده‌اى مثل ستار خان ، كه از پيشرفت دشمن و تعداد نفرات و سلاح و نقشهء آنها مرتبا اطلاع داشت نمىبايست براى دريافت فشنگ و اسلحه به چند فقره تلگرام اكتفا كند بلكه حق اين بود كه كسانى از نزديكان خود را به تبريز و شهرهاى نزديك اعزام دارد و عملا بفراهم كردن جنگ‌افزار بپردازد . و اگر نتواند ، آبرومندانه و قبل از آغاز جنگ ، شهر را ترك كند . در آنصورت رفتار رحيمخان و سوارانش با مردم بلادفاع شهر نيز دگرگونه ميگشت و براى آنها دستاويزى براى كشتار و تاراج پيش نميآمد . در نوشته‌هاى كسروى و امير خيزى و يادداشتهاى مرحوم محسنى ميخوانيم كه علاوه‌بر محمد قليخان آلارلو و هاشمخان يورتچى ، كه تا سراب باستقبال سردار رفتند ، خوانين ديگر شاهسون هم به ترتيب باردبيل آمدند و نسبت به وى اداى احترام نمودند ولى بقول اسلام مجاهد ، كه از بازماندگان مجاهدان آندوره است و بنگارنده تعريف ميكرد ، ستار خان از روى سادگى درصدد تهديد آنها برآمد و كسانى را كه مسئلهء ناموس بزرگترين مقدسات زندگى آنها را تشكيل ميداد ، بدان ناسزا داد . اين بود كه آنها هريك ببهانه‌اى از شهر بدر رفتند و عهد و پيمانى را ، كه رحيمخان درصدد عقد
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 263 | بابا صفرى