طرف ، يعقوبيه و ابراهيمآباد ، مورد حمله قرار گرفت خود را در آب انداخت و بدينطريق از رگبار تير دشمنان خويشتن را بكنارى كشيد . همراهانش او را پشت ديوارى كشيدند و زخمش را ، كه سطحى بود ، بستند و او بلافاصله باز سنگر گرفت و شروع به تيراندازى كرد .
عشاير هجوم آوردند و تا محلهء پير عبد الملك پيش رفتند و چون شب شد خوانين آنها در خانهء حاج ناظم التجار بيتوته كردند . ولى فرداى آن روز ، كه جمعه 16 شوال بود ، مجاهدين حملهء سختى نمودند . جمع كثيرى از فولادلوها كشته شدند . خانهء حاج ناظم تخليه گرديد و ساعتى بعد بوسيلهء اوباش ، كه همواره در پى چنين فرصتهائى هستند ، غارت و ويران شد و حتى تيرهاى سقف اطاقها نيز بيغما رفت . خبر نفوذ عشاير در قسمتى از خطوط دفاعى شهر را روزنامهء ايران نو در شمارهء 57 مورخ 19 شوال 1327 قمرى ذكر كرده نوشته است كه روز 16 شهر ( يعنى ماه شوال ) عشاير از يك سمت به شهر حمله آوردند ولى مدافعان و سردار ملى دفاع كرده آنها را يكفرسنگ عقب راندند .
مذاكرات صلح
اين عقبنشينى نيز در روحيهء عشاير مؤثر گشت و كسانى مثل رشيد الممالك و ديگران راه مراجعت پيش گرفتند و در نيار از آنهمه خوانين جز رحيمخان و امير عشاير خلخالى كسى نماند . رحيمخان به تنگنا افتاد و درصدد چاره برآمد و شب 17 شوال جمعى از سادات نيار را بعنوان ميانجى بخانهء شادروان حاج ميرزا ابو الفضل مجتهد فرستاد و دربارهء صلح و شرايط آن مذاكراتى صورت گرفت . مرحوم محسنى در اينباره مىنويسد كه جمعى از خوانين برگشتند و غير از رحيمخان و امير عشاير كسى در آنجا نماند . آنها نيز درصدد مراجعت برآمدند ولى نميخواستند كه دست خالى برگردند اين بود بفكر اخذ امتيازاتى افتادند .
مهمترين شرط آنها اين بود كه ستار خان دستگير و به آنان تسليم شود ، ولى انجمن ولايتى اردبيل كه نمايندهء آن در اين مذاكرات مرحوم مشهدى حسين آخوندزاده بود ، آن را قبول نكرد . اين گفتار چندى طول كشيد و در اين فاصله بين مجاهدان و عشاير جنگ ادامه