تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
آقا خان . آقا ابن السلطان نور اللّه . صاحب على . اسكندر . عباد اللّه الصالحين « 1 » » . اين تلگرام در اوايل ماه رمضان مخابره شده ولى مفهوم آن حكايت از اين دارد كه قبل از 23 شعبان ، يعنى روز حركت محمد عليشاه از تهران به طرف روسيه تنظيم گشته است و چون احتمالا ميبايست در تبريز كنسولگرى آن را ملاحظه و با سياست دولت خود و خروج محمد عليشاه از ايران انطباق دهد و احيانا از سن پترزبورك نيز كسب دستور كند از اين رو مخابرهء آن بتأخير افتاده است . چنان كه روز حمله باردبيل نيز ، بر خلاف آنچه كه در اين تلگرام تصريح گرديده ، تغيير يافته است . تاريخ دقيق شروع جنگ ، بين مهاجمين و مدافعين اردبيل ، بدرستى روشن نيست و در نوشته‌هاى مرحوم كسروى و امير خيزى و محسنى اختلافهائى به نظر ميرسد . ما نميدانيم كه قبل از آغاز جنگ ما بين شهريان و عشاير پيكهائى ، براى سازش يا تسليم شهر ، مبادله شده يا نه و مذاكراتى صورت گرفته است يا خير ؟ و در صورت اول كجا ، كى ، چگونه و بوسيلهء چه كسانى رخ داده است ؟ و يا موضوع مذاكره از چه قرار بوده است ؟ بارى طبق يادداشتهاى مرحوم محسنى پيكار عشاير با شهريان روز سوم ماه شوال آغاز گرديده يازده شبانه روز به سختى ادامه يافته است . روز چهاردهم شوال شاهسونان از يكى از باغهاى ابراهيم آباد در خط دفاعى شهريان رخنه كرده قسمتى از محلات را اشغال نموده‌اند . سالخوردگان متفق القولند كه مدافعان محلى مردانگىها كرده با شجاعت زايد الوصفى مقاومت نمودند و دلاورانى مثل حاج بابا خان و يارانش ، كه ميتوان آنها را از جهة شجاعت و دليرى در رديف بزرگترين سرداران آندوره از تاريخ ايران ذكر نمود ، مردانگىها كردند و ما در جاى خود ببعضى از اين جوانمرديها اشاره خواهيم كرد . در نوشتهء مرحوم محسنى اشتباهى به نظر ميرسد و آن اينكه او ، پس از ذكر اين واقعه ، كه رحيمخان ستاد خود را در قريهء كلخوران مستقر ساخت ، چنين آورده است كه ستار خان سردار ملى در كنار شهر سنگر بندى نمود و در هر دروازه ، دو عراده
هامش
( 1 ) - نقل از كتاب ستار خان و قيام آذربايجان . امير خيزى . تبريز . 1339 .