تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
شدند كه از كلخوران تيرباران ميشويم ، امير عشاير هم آمده در قريهء نيار سكونت كرده ، مورد قبول واقع نشد و مخبر السلطنه در جواب گفت كه از تبريز براى معالجهء وى طبيب فرستاده شده است . بارى پس از آنكه مجاهدان تبريز با سردار ملى بقلعه رفتند دفاع شهر بعهدهء دليران اردبيل واگذار شد . اينان آنچه در قوه داشتند تلاش كردند و عشاير را به سختى تحت فشار گذاشتند و بار ديگر آنانرا از شهر بيرون راندند . دليريها و مردانگىهائيكه جوانمردان اردبيل از خود نشان دادند مهاجمين را روزبروز نوميد گردانيد ، بخصوص كه پائيز سرد اردبيل نيز فرارسيدن زمستان سخت را اعلام ميداشت و طبيعى است كه اگر هوا اندكى بيشتر سرد ميشد مقاومت مهاجمين به مقدار زيادى از بين ميرفت چنان كه مقدمات آن نيز ظاهر گرديد و برخى از سران عشاير از طول مدت محاصره خسته شده آهنگ مراجعت نمودند و خود رحيمخان نيز چون ديد از طريق كلخوران كارى از پيش نميبرد به قريهء نيار ( دو كيلومترى شمال شرقى شهر ) تغيير محل داد و چون احساس كرد كه طوايف شاهسون درصدد مراجعتند يورتچىها را ، كه در قريهء ججين ( داشكسن ) در يك كيلومترى جنوب شرقى شهر مستقر بودند ، وادار بحمله و تيرباران شهر نمود ليكن بر اثر تيراندازى متقابل ، كه مجاهدان تبريز از برجهاى قلعه كردند ورود آنها به شهر ميسر نگرديد . خود رحيمخان نيز از سمت نيار به روى شهر آتش گشود و مدافعان را سخت تحت فشار قرار داد .

نفوذ عشاير در خطوط دفاعى شهر

رحيمخان هرساعت بر تلاش خود افزود و سرانجام روز 15 شوال دروازهء يعقوبيه بوسيلهء فولادلوها درهم ريخت و خانهء امامجمعه در كنار نهر امامجمعه به تصرف عشاير درآمد و سنگربندى شد . حاج بابا خان كه مرتبا بكمك مدافعان مناطق ضعيف ميشتافت به يارى مجاهدان يعقوبيه آمد و در پشت حمام رستمخان ، كه در كنار رود بالغلو و جنب پل يعقوبيه واقع است ، سنگر گرفت و چنان كه شايستهء جوانمردى او بود جانفشانى كرد . ليكن تنى چند از يارانش كشته شدند . خود او نيز از ناحيهء كمر تير خورد و چون از دو
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 257 | بابا صفرى