آنها در كلخوران و نيار حضور داشت و چنان كه گفتهايم در موقع سقوط شهر همراه رحيمخان و امير عشاير وارد اردبيل گرديد . خانهء وكيل در محله طوى بود و در آن روزها پناهگاهى براى بستگان و دوستان او بشمار ميآمد . وكيل الرعايا صرفنظر از مشرب سياسى مرد متينى بود و فرزندان نجيب و مؤدبى نيز تربيت نمود .
ديگر از مناطق امن خانهء بعضى از سادات محترم بود . بطوريكه گفتهايم شاهسونان بسادات احترام ميگذاشتند و از تجاوز بمال و جان آنان بيم داشتند . براستى ايمان مذهبى چه تأثير عميقى در روح بشر دارد و چگونه ميتواند در تربيت اجتماعى او عامل مؤثرى باشد . مرد نيمهوحشى و خونخوارى كه جز غارتگرى و آدمكشى افتخارى در زندگى خود نداشت و از دولت و ملت ترسى به خود راه نميداد از عمامهء سياه پيرمرد درماندهاى ، كه حكايت از وابستگى او بيك خاندان مورد احترام ميكرد ، حرمت نگه ميداشت و چون به دو ميرسيد لولهء تفنگ خود را ، كه در آن ايام از دهانهء آن فشنگهاى روسى به قصد كشتن افراد بيگناه مثل تگرگ ميباريد ، پائين ميگرفت و سلام و احترام خود را جانشين تجاوز و قتل ميساخت . اين يك نكتهء تربيتى بسيار مهمى است كه براى مديران اجتماعات بشرى قابل توجه مىباشد . ايمان در تمام ادوار زندگى انسان عامل بزرگ تلاشها و جانفشانيهاى او بوده است . چه در دورهء توحش و چه در قرن تسخير كرات آسمانى اگر ايمان محرك انسان بوده بشر تا بسر منزل مقصود پيش رفته و اگر ايمانى نبوده بكوچكترين دستاويزى شانه از آن خالى نموده است .
آخرين نقاط امن كه بايد از آنها نام ببريم خانهء كسان بعضى از رؤساى عشاير بود كه در شهر سكونت داشتند و نيز خانهء آندسته معدود از كسانى بودند كه به شكل ستون پنجم و مخفيانه بنفع عشاير اقدام مينمودند . مثلا در مجاورت نهر « آل محمد » نرسيده بمحلهء يعقوبيه خانهء حاج ناظم السادات از جملهء اين مراكز بود . زيرا طبق گفتهء سالخوردگان ساكنان آن بمهاجمين كمكهايى كردند و حتى عدهاى از آنها را در ميان علوفهء خشكى ، كه بر ارابهها بار كرده براى خوراك زمستانى دامهاى خود به شهر ميآوردند ، داخل شهر نمودند و در خانهء خود مخفى ساختند و تفنگ و فشنگ آنها را
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٥٠