تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
نيز از همين راه بدانجا آوردند . اين مطالب سخنانى است كه سالخوردگان حكايت ميكنند ولى ما خود مرد باورع و تقوائى بنام شادروان آقا سيد غنى نامى را از اين خانواده ميشناختيم كه در مسجد پير عبد الملك امامت جماعت داشت و فرزندان محترمى هم از خود بجاى گذاشت . كسان ديگرى هم بودند كه بچنين كارى مبادرت ميكردند و ما با آنكه نام آنها را نميدانيم ولى قتل هفت نفر از عشاير را بدست حاج بابا خان شنيده‌ايم كه يكى ديگر از اهالى به شهر آورده در كوچهء آقا سيد احمد در منزلى مخفى كرده بود . حاج بابا خان چون از اين امر آگاه گشت براى آنكه در حين جنگ با عشاير ، از پشت‌سر مورد حملهء اينان قرار نگيرد بدان خانه روى آورد و هر هفت نفر را بقتل رسانيد .

عشاير روزبروز به شهر نزديكتر ميشدند

بارى رحيمخان و يارانش هرروز به شهر نزديكتر شده حلقهء محاصره را تنگتر ميكردند . از قراء دور و نزديك مرتبا خبر حمله ميرسيد و مهاجمين مثل سيل بنيان‌كن از ديهها و قرائى كه ميگذشتند يكمشت خرابه با جمعى مردم درمانده بجاى ميگذاشتند . حاكم عاجز و ضعيف النفس نيز ، كه ديروز در دست ميرزا محمد درمانده بود امروز باعتبار وجود سردار ملى به هيچ كارى دست نميزد و سردار هم در عالمى كه داشت دشمن را خوار و ضعيف ميشمرد و براى نجات شهر ، بخصوص در فرصتهاى اوليه ، انديشهء اساسى نميكرد و كسانش غالبا بفكر اخذ پول از مردم بودند و بنام تهيهء جنگ افزار و تأمين زندگى فدائيان ، ثروتمندان را تحت فشار ميگذاشتند غافل از آنكه سلاح و فشنك به قدر كافى ندارند و بايد هرچه زودتر براى فراهم آوردن آن اقدام اساسى و جدّى نمايند . و اين كار نابجاى دومى بود كه از سردار ملى در چنين موقعيتى سر - زده است . فشنگ در آندوره بوسيلهء كنسولگرى روس وارد و از قرار هر عدد پنج قران فروخته ميشد . براى دفاع از شهر بزرگى مثل اردبيل ، در مقابل ده تا بيست و پنج هزار