نقاط امن اردبيل در روزهاى غارت
گفتيم اگر سردار و يارانش مانع نمىشدند مردم مىتوانستند قسمتى از اموال و اثاثيهء خود را به جاهاى امنى منتقل سازند و آنها را از چپاول و غارت مصون دارند . از نقاط امن اردبيل در آن ايام يكى خانههاى اتباع روس بود و با پرچمهاى آن دولت ، كه بر در خانههاى مذكور اهتزاز داشت ، شناخته مىشد . اتباع روس برخى فطرتا مردمان نيك نفسى بودند و با طول زمانى كه با مردم اين شهر حشر و نشر داشتند آنانرا بيگانه نميدانستند و از اينرو بهمسايهها و شناسان و دوستان اجازه مىدادند كه كودكان و عيالات خود را بخانههاى آنها ببرند و به مقدارى كه ميسر باشد ما يحتاج زندگى با خود همراه سازند و چون رحيمخان قراجهداغى ، فرماندهء عشاير و ايجاد كنندهء بلواى غارت اردبيل ، دستور داده بود كه كسى متعرض خانه و دكان و انبار آنان نشود اين بود كه برخى از مردم ، پس از آنكه از دفاع شهر بوسيلهء سردار ملى نوميد گشتند ، بدان خانهها روى آوردند .
يكى از اينان اسماعيل بيگ شيروانى تاجرباشى روس در اردبيل بود و در كوچهاى مقابل مسجد سليمان شاه ، كه كنون نيز بنام كوچهء اسماعيل بيك معروف است ، زندگى مىكرد . او بنا به تشخيص خود ، يا تعليماتى كه از كنسولخانه گرفته بود ، در اول كوچه دو تن سالدات روس گماشته و نيز بر در كليهء خانههاى كوچه پرچم روس زده آنها را از آن خود معرفى نمود . اين بود كه عشاير نتوانستند بدان خانهها هجوم آورند و اموال آنان را غارت نمايند . ساكنان اين كوچه نهتنها اثاث خود را از دست ندادند حتى اجناس مغازههاى خود را نيز به نحوى بخانهها منتقل كردند و در روزهاى سخت غارت شهر ، بازارى در آنجا بوجود آورده متاع مورد حاجت در اختيار مردم گذاشتند . اين بازار مدتها پس از رفع غائله و ورود روسها نيز برقرار بود و قند و چاى و گوشت و نان و نظاير آن را براى فروش تهيه مينمود .
ساكنان كوچهء معصومشاه نيز چنين كردند و از هر خانه مبلغى جمعآورى نموده بيكى از خوانين دادند و او دستهاى از تفنگداران خود را در اول كوچه مستقر داشت