تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
مسئوليت شورش شاهسونها ، كه سركردگانش براى انقياد و اطاعت باردبيل آمده بودند متوجه اوست . چه ستار خان در حال مستى با خشونت آنانرا بباد ناسزا گرفت ، آنها از اين پذيرائى ناگوار چنين كسى كه او را از خود مىپنداشتند چنان خشمگين شده بودند كه از شهر بيرون رفته برحيم خان پيوستند ، ستار خان با خوارى آن شهر بينوا را بسرنوشت بازگذاشته به تبريز گريخت » « 1 » . خوانندگان نوشتهء بامداد نبايد تصور نمايند كه واقعا ستار خان سبب پيدايش غارت اردبيل گرديد و بقول منطقىها علت تامهء آن بليهء خانمانسوز شد ، بلكه بايد قبول نمود كه عامل اساسى بلواى قتل و غارت اردبيل روسهاى تزارى بودند و كنسول و مأموران آندولت بوسيلهء رحيم خان قراجه‌داغى و ديگر عمال شناخته شده يا ناشناس خود ، سران نادان عشاير را بدان كار كشانيدند . تندخوئى سردار شايد آخرين قطره‌اى شد كه اين كاسه را لبريز گردانيد . اگر سردار مرد باتدبيرى بود و با سران شاهسون ، كه صميمانه يا از راه نيرنگ بحضور وى آمده بودند ، بحسن خلق مدارا مىنمود چه‌بسا كه از اين حادثه جلوگيرى ميشد و دستكم در بين عشاير اختلاف و چند تيرگى بوجود ميآمد بخصوص كه زمينهء آن نيز فراهم شده بود . روزنامهء ايران نو ، در شمارهء 16 مورخ 26 شعبان 1327 بمقدمات اين اختلاف اشاره كرده نوشته است كه امير عشاير ، حسينعلى خان فولادلو و نصر اللّه خان يورتچى به شهر آمده حاضر به همه نوع خدمتگزارى گشته بودند . و در جاى ديگر اضافه كرده است كه گزارش عمران خان حاجى خواجه‌لو ، بانجمن ايالتى تبريز ، حكايت از بهم خوردن اتفاق رحيم خان و سران قوجه‌بيگلو داشت . ولى نادانى و خودخواهى سردار همهء اين مقدمات را برهم زد و بلاى بزرگى را ، كه به نرمى قادر بجلوگيرى از آن بود ، با خشونت متوجه اردبيل گردانيد .
هامش
( 1 ) - شرح‌حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 . مهدى بامداد . تهران . 1347 ج 2 .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 247 | بابا صفرى