و از ورود دستجات ديگر عشاير و غارت خانهها جلوگيرى نمود .
كنسولخانهء روس هم از نقاط امن در آن روزگار بود و پناهندگان آن از شرارت اشرار مصونيت داشتند . گروهى از سران آزادىخواهان مثل آقا مير طاهر ، اعضاى انجمن ولايتى ، ميرزا عبد اللّه مجتهد و حتى ميرزا محمد حسينزاده سردستهء مجاهدان قفقاز و نيز جمع كثيرى از معاريف و محترمين شهر با عيالات خود بدانجا آمدند و تا برقرارى مجدد نظم در آنجا ماندند . عمارت كنسولخانه در مقابل قلعه بود و محوطهء بسيار وسيعى داشت . پناهندگان براى تأمين حوائج زندگى خود در آنجا نانوائى و قصابى بوجود آوردند و قسمتى از صحن بزرگ آن را به بازار كوچكى مبدل ساختند .
روزنامهء ايران نو در شمارهء 67 مورخ غرهء ذيقعدهء 1327 قمرى ضمن خبرى چنين گويد كه « بعضى متحصنين قنسولگرى اردبيل از وضع رفتار و سوء سلوك ناشى از اجزاى قنسولخانه منزجر و متشكى هستند » .
خانهء برخى از بزرگان مستبدين را هم بايد جزو اين مناطق امن قلمداد نمود كه در صدر آنها خانهء وكيل الرعايا قرار داشت . خانوادهء وكيل از خانوادههاى سرشناس اين شهر بود و جد آنها بنجابت و بىآزارى شهرت داشت . اينان از خوانين قديم مغان بودهاند و بعدا باردبيل آمده متوطن گشتهاند و با آنكه مردم در باب واگذارى قسمتى از دشت مغان بوسيلهء جد آنها به روسها سخنانى ميگفتند با اينحال نسبت به آنها رعايت احترام ميكردند . وكيل الرعايا از علاقمندان حكومت مطلقهء قاجار بود و بدينجهة با آزادى و مشروطيت مخالفت مينمود و چون با رؤساى شاهسون انس و الفتى داشت و ساليان دراز ايل بيگى رسمى آنان بود نفوذ و محبوبيت زيادى بين آنان بدست آورده بود . با قتل مؤتمن الرعايا برادرزادهاش بدست مجاهدان قفقازى ، كينهء او نسبت بآزادىخواهان بيشتر شد و هنگامى كه آنها بر مستبدين ، چيره گشتند وكيل ، باتفاق رشيد الملك حاكم اردبيل و كسان ديگرى از مستبدين ، در كنسولگرى روس متحصن گرديد و چون با تأمينى كه ستار خان به آنها داد از آنجا درآمد و بميان شاهسونان رفت و در ايامى كه عشاير بغارت اردبيل قيام كردند او نيز در ستاد
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٤٩