دستجاتى راه انداختند و بخانهء مسكونى ستار خان رفتند و آزادى او را خواستار شدند .
سردار ايستادگى كرد و سرانجام براى اتخاذ تصميم يكشب مهلت خواست . ولى حاج ملا رضا روضهخوان ، و ديگر ريشسفيدانى كه بنمايندگى مردم با وى سخن ميگفتند ، چون بجان حاج بابا خان ترسيدند و قتل آن سردار دلاور را در همان شب ممكن ديدند پافشارى و ايستادگى نشان دادند و سرانجام دستور استخلاص او را گرفته به همان هيئت بقلعه رفتند و حاج بابا خان را برداشته با خود آوردند و در مجلس افطارى ، كه براى تجليل از وى ، در خانهء مشهدى على اكبر مولازاده ترتيب يافته بود ، شركت نمودند . مشهدى على اكبر از احرار و آزاديخواهان اين شهر بود و ما در جاهاى ديگرى نيز بجوانمرديها و گذشتهاى زيادى از وى برخوردهايم .
ما همواره در اين نوشتهها واقعيات را بر احساسات شخصى ترجيح داده در نقل امانت تاريخ ذكر واقعيات را بر حب و بغضهاى خود و ديگران برتر شمردهايم و جز اين هم گزيرى نداشتيم . زيرا براى بيان واقعيات قلم بدست گرفته بگردآورى اين مطالب ، كه در شرايط امروز نيز كار بس سخت و پرزحمتى است ، پرداختهايم .
اگر قصد ما رعايت احساسات شخصى ، يا تحصيل رضا و خوشايند نابجاى ديگران ، يا ملاحظات ديگرى بود راهها و كارهاى آسانترى در اختيار ميبود كه ما را در نيل بدانها يارى مىنمود . ليكن ما اين طريق را پيش گرفتيم زيرا در ذكر حوادث تاريخى پيروى از واقعيات را بهترين كار ميدانيم و جز آن طريق ديگرى نمىپوئيم .
ما بطوريكه قبلا هم گفتهايم ستار خان را سردار ملى تاريخ مشروطيت ايران ميشناسيم و تلاشهاى او را در اعادهء حكومت دموكراسى ايران ، مثل هر ايرانى ديگر ، بىنهايت ارج ميگذاريم ولى اين امر را موجب آن نميدانيم كه اشتباهات او را در وقايع اردبيل ، در كتابيكه بنام اردبيل تهيه شده ، ذكر ننمائيم و از صدمات مالى و جانىايكه مردم اين سامان از اين رهگذر متحمل گشتهاند ، در مجموعهايكه مختص سرگذشت آنها است ، ياد نكنيم .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٤٤