تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
وسيلهء عشاير شاهسون و ايلات قراجه‌داغ اردبيل را مورد هجوم و تاراج قرار دهند و چون براى دولت مركزى ايران امكان فرستادن نيرو و دفع شر آنها فراهم نبود اينان بدستاويز لزوم حفظ جان و مال اتباع خود ، قشونى را كه در مرز متمركز كرده بودند ، به اين شهر بياورند و سپس نقاط ديگر آذربايجان را در اشغال نظامى خود نگه دارند .

شاهسونان مخالف روسها بودند

اما شاهسونهاى اردبيل ، چنان كه قبلا نيز در واقعهء بيله‌سوار اشاره كرديم ، بعد از شكست فتحعليشاه كينه‌هائى از روسها بر دل داشتند و گاه‌وبيگاه از مرز گذشته قراء نزديك را غارت ميكردند و گاهى هم كسانى از مرزبانان را بقتل ميرساندند و چون حملهء آنها بيشتر به صورت انفرادى و چريكى بود همواره مرزداران آن دولت و مرزنشينان آنطرف را مزاحمت مينمودند . با اين سابقه كنار آمدن روسها با سران شاهسون اردبيل امر مشكلى بود ولى در آن تاريخ خان ديگرى در قره‌داغ اهر بر طايفهء ديگرى از عشاير آن حدود رياست داشت كه او را رحيم خان سردار نصرت و طايفه‌اش را « چلبيانلو » مىگفتند . رحيمخان مردى چالاك و درعين‌حال سيّاس و جاه‌طلبى بود . او بكرات در قيام‌هاى آزاديخواهان آذربايجان نقشهاى موافق و مخالف بازى كرده و قسمتى از وقايع تاريخى آذربايجان را در آن عهد او بوجود آورده است « 1 » . او با آنكه از مخالفان سرسخت مشروطيت بشمار ميآمد مدتها مشروطه‌خواهان را با نيرنگ‌هاى خاص خويش تحت تأثير قرار داد و حتى زمانى در انجمن ايالتى تبريز حضور يافته با عنوان كردن مطالبى خود را از معاندين استبداد و از مؤمنين مشروطيت قلمداد كرد در حالى كه بعقيدهء ما چه‌بسا كه از هردو آئين بدور بود و جز ارضاى جاه‌طلبى خود راهى نمىپيمود . جاه‌طلبى و خودخواهى وى بهترين وسيله‌اى بود كه او را در نظر روسها ، كه دنبال چنين مهرهء شايسته‌اى براى انجام آن طرح ميگشتند ، فرد لايقى كند و قرعهء اين
هامش
( 1 ) - سيد احمد كسرى در كتابهاى تاريخ مشروطيت و تاريخ هيجده سالهء آذربايجان بتفصيل دربارهء او سخن گفته است .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 233 | بابا صفرى