تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
ميدانيم بعد از دوران فتحعليشاه و آن جنگهاى مصيبت‌بار ايران و روس ، نوادهء بيحال و درماندهء وى بنام محمد شاه بسلطنت نشست و سياست دولت منحصر بتدبير حاج ميرزا آقاسى و كسانى از آن قماش گرديد . و چون نوبت بناصر الدين شاه رسيد راهنمائىهاى نابجاى بعضى از اطرافيان ، بويژه مادر جاه‌طلب او ، در اوايل سلطنت نابسامانيهائى در ادارهء مهام امور كشور بوجود آورد و موجب اتخاذ تصميماتى نظير قتل امير كبير و غيره گرديد كه آثار آنها مدتهاى مديدى بر اين كشور سايه افكند . بعدها نيز كه اين پادشاه از اختلافات داخلى و كارشكنىهاى مدعيان سلطنت آسايش خاطر يافت برنامه‌هاى استعمارى دول بيگانه با قيافه‌هاى گوناگون در صحنهء سياسى و ادارى ايران ظاهر شد و اين پادشاه را ، كه گويا بعد از سفر اروپا تمايلى هم بپاره‌اى اقدامات اصلاحى يافته بود ، چنان مشغول داشت كه مجال هرگونه پيشرفت از او و كشورش سلب گرديد . جانشين وى مظفر الدين شاه نيز ، كه با اعطاى مشروطيت عاقبت‌بخير شد و در تاريخ ايران نام نيكى از خود بيادگار گذاشت ، اصولا شخص مريض احوال و ضعيف - النفسى بود و چه‌بسا كه در پيشرفت وضع ادارى و سياسى و اقتصادى مملكت هدف مشخص و روشنى نداشت . و در ايام اينان بود كه پايه‌هاى استعمار همسايه‌هاى ستمگر شمال و جنوب در اين كشور قوت گرفت و نفوذ آنها تا آنجا رسيد كه با قرارداد 1907 ميلادى موجبات تقسيم اين كشور باستانى نيز فراهم گرديد . در قيام مشروطيت ايران انگليسىها ، كه بروحيهء ملل شرق بيش از حريف آشنائى داشتند ، موفقيت آزاديخواهان را نزديكتر از كاميابى مستبدان ميدانستند و اين بود كه با آنان نرد محبت مىباختند و برخى از رهبران آن را از حمايت بىدريغ خود محروم نمىساختند . ولى عمال تزار ، كه علاوه‌بر خشونت ذاتى از تجربهء كافى در مورد روحيات مشرق زمينىها بىبهره بودند ، حمايت از مستبدين را وسيلهء نيل بآرزوهاى ديرين دولت خود تصور ميكردند و بدين جهة روز بروز بر توسعهء دامنهء نفوذ خود و تقويت محمد عليشاه مىكوشيدند . خودخواهى و بىتجربگى محمد عليشاه هم موجبات
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 231 | بابا صفرى