تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
بلااراده « لا إله الا اللّه » گفت و اظهار تأسف نمود . بعدها معلوم شد كه آن يادداشت حاوى خبر قتل آقايان بود و يكى از دوستان پدرم آورده بود » . در اين واقعه شعرا اشعارى سرودند و بعضى له و برخى عليه آنان مضامينى آوردند كه ما چند بيت از دو نمونه از آنها را ، كه بعضى از سالخوردگان بخاطر داشته و بنگارنده گفته‌اند ، ميآوريم :
در نهم ماه رجب * از جور جمعى بيشرف كه سالها بوده طرف * جمعى ز خوبان شد تلف دانا از آن مغموم شد * نادان از آن شد در شعف
در يكى از ابيات اين چكامه عبارت « او مظلوم شد » هم بعنوان ماده تاريخ بوده كه راوى را آن بيت از ياد رفته بود « 1 » . گويندهء ديگرى اشعار خود را بتركى سروده و اين چند بيت از جملهء آنها بوده است :
آيون دوقّوزى روز چرشنبه ده * بلد مجلسين قور دولار قلعه ده « 2 » عدووّان مشروطه نى قير ديلار * اولاردان بو گون يدى سين ويرديلار كلانتر ، مبشر ، مشير ، مؤتمن * معين ايله خاد مباشى . . . ويردن محرّر يرينه جليل منشى ده * شهيد اولدى بيهوده ناحق يره
مرحوم محسنى در يادداشتهاى خود مطلبى را هم عنوان كرده نوشته است كه در تقويم آن سال ضمن پيشگوئيها نوشته شده بود « العجب ثم العجب ، بين الجمادى و الرجب » . بارى كشته‌شدگان عموما از حيدريها بودند و از اينرو كسان آنها و برخى ديگر
هامش
( 1 ) - اين اشعار را آقاى سيد جلال صفوى بخاطر داشته و بنگارنده گفته است . ( 2 ) - بيت اول و سوم را آقاى غلامحسين حبيب الهى نقل كرده است . مفهوم ابيات تركى چنين است كه « روز چهارشنبه نهم ماه ، مجلس بلديه در قلعه برپا داشتند و در آنمجلس دشمنان مشروطه را كشته هفت نفر از آنها را از بين بردند . آنان كلانتر ، مبشر ، مشير ، موتمن ، معين و خادم باشى بودند . جليل منشى هم بجاى محرر بيهوده و ناحق شهيد گرديد » .