آنان غالبا از سياست دنيا دور بودند و بدين جهة گاهى آلت اجراى مقاصد ديگران قرار مىگرفتند و گرفتاريهاى سختى براى مردم شهر ، دولت و مملكت فراهم ميكردند و ما در جاى خود قسمتهائى از آنها را خواهيم آورد .
نارين قلعه و اثر آن در موقعيت اردبيل
علاوه بر سكونت شاهسونان ، وجود نارين قلعه نيز در چگونگى موقعيت اردبيل مؤثر بود . اين دژ ، چنان كه قبلا هم نوشتهايم ، در عهد فتحعليشاه قاجار ، با تعمير قلعهء قديمى شهر و احداث ديوارهاى جديد در خارج آن ، طبق نقشهء افسران هيئت فرانسوى گاردان و با نظارت آنان ، بوجود آمد و خندقهائى كه گرداگرد ديوارهاى مزبور ، در داخل و خارج كنده شد ، آن را جزو محكمترين قلاع ايران گردانيد .
در مواقع صلح ، بويژه بعد از جنگهاى ايران و روس ، اين دژ تبعيدگاه مخالفان حكومت و مدعيان سلطنت ايران گرديد و كسان زيادى از شاهزادگان و بزرگان قاجار قسمتى از عمر خود را در اطاقهاى تنگ و تاريك و محيط دهشتناك آن سپرى كردند .
لزوم مراقبت دقيق از زندانيان مهم اين قلعه موجب آن بود كه سلاطين قاجار صميمىترين نوكران و وفادارترين گماشتگان خود را بحكومت آن برگزينند تا خاطر آنان را از جانب زندانيان جمع دارند و نيز علاوهبر جلوگيرى از طغيان و سركشى عشاير ، در موارد لازم نيز امكان استفاده از نيروى آنان را فراهم سازند .
گاهى هم حكمرانى اردبيل خود بمعنى تبعيد و تنبيه شخص حاكم بود و در اين صورت عمال نامرئى ديگرى رفتار و اعمال آنها را تحتنظر مىگرفتند و در مواقع لازم گزارشهائى بمركز ارسال ميداشتند . درهرحال با وجود چنان حكمرانان مستبد و نوكران وفادار حكومت مطلقهء قاجار ، داشتن افكار مشروطيت در اين ولايت امر بس مشكلى بود و خطرات جانى همراه داشت .
نكتهاى كه در جهة مخالف دو مطلب فوق مىتوان بيان كرد نزديكى اردبيل از طريق روسيه ، باروپا و موقعيت جغرافيائى و بازرگانى آن نسبت بايران آن روز و