تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
ماهرى بودند و بقدرى در اين كارها مهارت داشتند كه در هولناكترين معركه‌هاى جنگى ، زير شكم اسب ميخوابيدند و در حال تاخت تير را بر هدف مىنشانيدند ولى در عوض از فرهنگ و تمدن بىاطلاع بودند و از اصول زندگى شهرى ، كه لازمهء آن عطوفت و انسان‌دوستى است ، مثل يك فرد تربيت يافته بهرهء كافى نداشتند . برخى از آن طوايف غارت و چپاول و حتى قتل را از لوازم زندگى ، و دزدى اموال و احشام ديگران را امر عادى ميشمردند . در ديندارى بسيار ساده بودند و چه‌بسا كه جز نام امام حسين ( ع ) و بعضى از ائمهء شيعه اطلاعى از آن نداشتند و از هيچكس و هيچ مقامى جز حضرت عباس برادر رشيد امام حسين ( ع ) ، سادات ، و خان ترس و بيمى به خود راه نميدادند . درعين‌حال مردمى مهماندوست بودند و كسى كه بر « اوبهء » آنها وارد ميشد از پذيرائىهاى گرم آنان برخوردار ميگشت . شاهسونان اطراف اردبيل به سى و دو طايفه تقسيم ميشدند كه « آتاخانلو ، آلارلو ، اودولو ، اينانلو ، په‌تىلو ، تكله‌لو ، جانى يارلو ، جلودارلو ، جهانخانملو ، حاجى خواجه‌لو ، خامسلو ، دورسون خواجه‌لو ، ديله‌گرده‌لو ، رضا بيگلو ، سارى نصيرلو ، سرخان بيگلو ، سروانلار ، طالش ميكائيل‌لو ، عربلو ، عيسىلو ، فولادلو ، قره‌موسىلو ، قوجه‌بيگلو ، كور عباسلو ، كله سرلو ، كه‌يك‌لو ، گووه‌شلو ، مرادلو ، مستعلى بيگلو ، مغانلو ، يكه‌لو و يورتچى ناميده ميشدند . برخى از آنها مثل فولادلوها ، قوجه‌بيگلوها ، يورتچىها اعضاى زيادى داشتند و در داخل خود نيز به عشيره‌هائى تقسيم ميشدند و بعضى نيز مثل قوجه‌بيگلوها در جنگجوئى و بيرحمى كم‌نظير بودند . هر طايفه از آنها را خانى رياست ميكرد كه به او « بيگ » ميگفتند و افراد طايفه ويرا ، كه به ارث بدان مقام ميرسيد ، صاحب جان و مال خود ميدانستند . روابط افراد در قبيله ، طبق آداب و سنن ايلياتى صورت مىگرفت و خان يا بيگ قاضى و فرمانروا و پيشواى طايفه و حافظ سنن قومى و افراد قبيله بود . فرمان جنگ ، صلح ، حمله ، عقب‌نشينى ، كشتن ، بخشيدن مجرمين و اسرا همه در اختيار وى بود و كسى حق سرپيچى از آن نداشت .