تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

فصل اول اردبيل در آستانهء مشروطيت ايران

شاهسونان و اردبيل

در دورهء اول ، كه بيشتر برمبناى خواهش و تمنى و قهر و آشتى و تعطيل بازار و بست نشستن آزاديخواهان ، و استمالت و همدردى مظفر الدين شاه با ملت ، و حتى گريهء او استوار بود ، در شهر اردبيل نيز جنبش‌ها و فعاليت‌هائى بوقوع پيوسته و روشنفكران در ارشاد افكار مردم اقدامات شايان توجهى نموده‌اند ولى خوانندهء دانشمند نبايد انتظار داشته باشد كه وسعت دامنهء اين فعاليت‌ها و نحوهء اقدامات روشنفكران به همان شكل و نوع بوده است كه در تهران صورت مىگرفت . بلكه از آن جهت كه امور تابع شرائط مخصوص به خود مىباشند وضع اجتماعى و محيط جغرافيائى اردبيل داراى شرائط خاصى بود كه اقدامات آنانرا تا ميزان قابل توجهى تحت الشعاع خود قرار ميداد و ماقبل از آنكه بذكر نهضت و چگونگى آن بپردازيم نكاتى را دربارهء آن شرائط ذكر مىنمائيم . سكونت عشاير شاهسون در اطراف شهر اردبيل از قديم الايام موقعيت خاصى براى اين شهر بوجود آورده و ولايت اردبيل را بيك منطقهء عشايرى مبدل ساخته بود . شاهسون يك كلمهء تركى است و معنى آن دوستدار شاه مىباشد . ميزان شاهدوستى اينان ، در گذشته ، متغير بود و هرگاه كه دولت مركزى اقتدار كافى داشت اينها افراد مطيع و خدمتگزار دولت و شاه بودند و در غير آن صورت غارتگرانى بىعاطفه و بيرحمى بشمار ميآمدند . زندگى آنها بيشتر با چادرنشينى و گله‌دارى ميگذشت و دوازده ماه سال را بين دشتهاى گرمسير مغان و ييلاقات كوه سبلان در حركت بودند . خانهء آنها را چادرهاى نمدى ، باسم آلاچيق ، تشكيل ميداد كه زمستانها در قشلاق مغان و تابستانها در ييلاقات سبلان و در ديگر فصول بين آن دو ناحيه برپا ميشد . شاهسونان باقتضاى وضع زندگى مردمى چالاك ، سواركاران بىباك و تيراندازان