اقدامات نارواى او بدنبال داشت ، پيشبينى مىنمود . ولى جوانى و خيرهسريها كمكم او را آلت اجراى مقاصد نامطلوب مخالفان آزادى گردانيد و در گمراهى او تعليمات و مصلحتانديشىهاى نمايندگان سياسى دو دولت استعمارى روس و انگليس نيز مؤثر واقع شد و او را بتدريج بمخالفت با مشروطهخواهان برانگيخت .
وى با آنكه براى حفظ مشروطيت سوگند ياد كرده و متمم قانون اساسى را ، كه در راه تحديد حدود اختيارات او و حكامش ، مشروحتر از قانون اساسى بود ، توشيح نموده بود پرچم ضديت با آن برافراشت ، و بطوريكه در كتابهاى تاريخ ضبط شده ، در جمادى الاول 1326 قمرى ، يعنى هشت ماه بعد از توشيح متمم قانون اساسى ، از قصر سلطنتى بباغ شاه رفت و « لياخوف » فرمانده روسى گارد سلطنتى ، بفرمان وى مجلس شوراى ملى را به توپ بست و بدينطريق مشروطيت تعطيل گرديد .
با اين بيان مىتوان گفت كه فعاليت مشروطهخواهان ايران دو دورهء ممتاز از هم دارد يكى گرفتن مشروطيت از مظفر الدينشاه و ديگرى قيام براى بازگرفتن آن پس از به توپ بسته شدن مجلس . فاصله بين به توپ بسته شدن مجلس و برقرارى مجدد مشروطيت ، كه رويهم 388 روز طول كشيد ، در تاريخ ايران استبداد صغير نام گرفته است .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: بابا صفرى
ص١٥٩