تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
جمعه ، كه اسم مسجد از آن گرفته شده ، به آنجا ميروند . جلو مسجد چاهى است كه وزير شاهى « زار و خوجه » يا باسم ديگر « محمد رضا » بنا كرده است . آبش را از كوهستان بلندى كه در جنوب غربى است و بوسيلهء كهريزهائى كه در زير زمينى كشيده است ميآورند . در اين چاه ايرانيها پيش از آنكه وارد مسجد شوند شست‌وشو مىكنند » .

مقبرهء شيخ صفى الدين و شيخ جبرئيل و ساير ديدنيهاى اردبيل از نظر اوله آريوس

اين موضوع عنوان فصل بيست و سوم سفرنامه را تشكيل ميدهد و مؤلف آن چنين ميگويد « در نزديكى ميدان ، مقبرهء مجلل شيخ صفى و آخرين شاهان ايرانى ، كه قبلا بدان اشاره كرده‌ايم ، قرار دارد . كلبعلى خان روزى ، بطور دقيق روز دوم عيد الخميس ( چهل روز بعد از عيد پاك ) خاطر نشان ساخت كه اگر چنانچه ميل داريد قبور مقدسات را به‌بينيد از آستانهء مزار غذاى وعدهء سوم را دريافت خواهيد داشت . وى باز اشاره كرد كه آن روز نيز بايد از صرف مشروب خوددارى كنيم . بعد از صرف ناهار سفرا در رأس همراهان و سربازانشان با نظم به طرف مقبره حركت كردند . دروازهء اول كه به طرف هشتى باز مىشود به قدر كافى بزرگ بود . بالاى آن ، با زنجير نقره‌اى بزرگ در عرض ، و همچنين با زنجير ديگرى كه بطور عمودى از آن آويزان بود ، مزين شده بود . صحن وسيع و بزرگ ، با سنگهاى مربع شكل مفروش شده بود . در دو طرف در زير طاقها دكه‌هائى قرار داشت ، در پشت آن باغ بزرگى ديده ميشد كه براى استفادهء عمومى بود . خان درهشتى از ما استقبال كرد و سپس از دروازهء ديگرى ما را هدايت نمود كه بالايش را همانطور زنجير ضخيم نقره‌اى به شكل سه‌گوش تزيين كرده بود در اين محل تفنگها و شمشيرهاى ما را از ما گرفتند ، زيرا از اين دروازه كسى حق ندارد با اسلحه‌اى كه سبب مرگ مىشود ، بگذرد و اگر يك ايرانى فقط يك كارد با خود بياورد جزايش را با خون خود بايد بپردازد . آستانهء در بعدى از مرمر سپيدى ، كه بطور استوانه مدور كرده‌اند ، ساخته شده است . پا گذاشتن روى اين آستانه ممنوع است زيرا هزاران
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 138 | بابا صفرى