مىباشد . حتى چنين ميگويند كه اسكندر كبير هم در لشگركشى بايران در اين شهر اردو زده است . از طرف ديگر در اين شهر قبور شاهان قرار دارد بعلاوه مركز دادوستد داخلى و خارجى است .
ساكنين آن به زبان تركى صحبت ميكنند . شهر در وسط جلگهاى ، كه تقريبا به شكل دايرهء منتظم است و قطر آن سه ميل مىباشد ، گسترده شده است . كوهستانهاى بلندى از هرسو شهر را دربر گرفتهاند . بلندترين آنها سبلان است كه در غرب شهر قرار دارد و قلهاش دائم از برف و يخ پوشيده است . در جنوب شرقى كوهستان گيلان باسم « باغرو » كشيده شده است و اين كوهستانها آب و هواى افراطىاى ، كه گاهى گرم و زمانى سرد است و خيلى ناسالم مىباشد ، به شهر داده است . لذا در ماههاى اوت و سپتامبر ، كه شبيه ماههاى سرد پائيزى است ، خيلىها بيمار ميشوند و به هلاكت ميرسند .
در ميان همراهان ما هم خيلىها با تب شديد و بيماريهاى خطرناكى دست بگريبان شدند .
پزشك ما آنچنان به بيمارى وخيمى گرفتار شد كه ديگر قطع اميد كرديم . بطور غريبى همه روز طرفهاى ظهر ، وقتى كه آفتاب بوسط آسمان مىرسيد ، گردباد « 1 » شديدى برميخاست و ابرى از گردوخاك ايجاد ميكرد و به مدت يك ساعت تمام طوفان بيداد ميكرد ، سپس سراسر روز و شب هوا آرام بود و اردبيليها ضربالمثلى در اينباره داشتند « صباح اردبيل نيمروز كردبيل » .
به علت سردى هوا انگور و خربزه و انار و ليمو در اردبيل به عمل نميآيد ولى سيب و گلابى به اندازه كافى حاصل مىشود . درختان فقط در اواخر آوريل « 2 » شكوفه مىكنند . در دامنهء كوه ، آنجا كه هوا ملايم و گرمتر است ، نباتات مناطق معتدله خوب پرورش مىآيند . در زير « باغرو » در دهكده آلارو « 3 » خربزهء عالى و در « بارو » « 4 » بهترين خيارها را به عمل مىآورند . در اين نواحى زمينهاى شخمشده حاصلخيز و
هامش
( 1 ) - گرد را در اينجا هم وزن سرد تلفظ فرمائيد يعنى بادى كه همراه گرد است .
( 2 ) - اول ارديبهشت .
( 3 ) -Alaru( اين دهكده امروزه معروف به « آلارى » با تشديد حرف ر مىباشد ) .
( 4 ) -Baru( همان دهكده باروق است كه امروز هم باقى است ) .