شده از گل و خاك رس و خشتها را شسته و از هم پاشيده و كوچك و بزرگ را با خود برده است . مردم و دامهاى فراوانى در آب نابود شده است . به همين علت وقتى ما آنجا بوديم در آوريل هزار نفر مجهز به بيل و بيلكج و پارو جلو رودخانه سد محكمى بستند تا آب را ، كه مثل دريا ميماند ، بمزارع وسيع هدايت نمايند .
شهر داراى كوچههاى كوچك فراوان و پنج كوچهء اصلى وسيعى است كه در كنارهاى آن در گرماى شديد درختان بيد سايهء خنكى ميدهند . در اين شهر ميدان مجلل وسيعى هست كه طولش 300 و عرض آن 150 قدم است و آن را بنام « ميدان » ميخوانند كه بمعنى زمين گردش يا بازار است . در هردو طرف آن دكههائى قرار دارند كه با نظم زيبائى ساخته شده است . در اين دكهها اصناف مختلف ، پيشهوران ، هر صنفى جدا از ديگرى كار مىكنند . در دروازهء ميدان ، دست راست ، پشت مقبرهء شيخ صفى ، مسجدى به چشم مىخورد كه در آن مقبرهء امامزادهاى هست « 1 » . اگر مجرمى توانست در اين محل پناهنده شود مدتى كارى به كار او ندارند . از آنجا به آسانى ميتوان به طرف مقبرهء شيخ صفى ، كه پناهگاه بزرگى است ، فرار كرد .
از پشت ميدان به بازار مىرسيم . اول به تيمچهء بلندى كه چهارگوش است و قيصريه مينامند . در اين قيصريه طلا و نقرهآلات ، سنگهاى قيمتى ، ابريشمهاى نفيس و ساير چيزهاى گرانبها ميفروشند . از سه دروازهء تازه ، بكوچههاى سرپوشيدهاى ميرود كه كالاهاى عادى ميفروشند « 2 » . كاروانسراهاى مختلفى براى تجار خارجى : ترك ، تاتار ، هندو هست . تجار اهل چين را هم به من نشان دادند ، كه چينى ميفروختند .
لباسهاى عجيب و غريبشان خبر از آن ميداد كه خارجى هستند .
در شهر « حامام » يعنى حمام فراوان است . همچنين مسجد زياد مىباشد و كليسا هم ديده مىشود . زيباترين و بزرگترين مساجد مسجد آدينه است كه در بلندى تپهاى در وسط شهر بنا شده ، برج بلند و گردى بر تارك خود دارد . در روزهاى جشن يا روزهاى
هامش
( 1 ) - اين مقبره امروز نيز باقى است و بنام امامزاده صالح مىباشد ولى مردم آن را « اوغلان امامزاده سى » يعنى امامزاده پسر ميگويند .
( 2 ) - منظور نويسنده از كوچههاى سرپوشيده بازارهاى اردبيل بوده است .