تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
مىشود كه از جملهء آنها قصرهاى كوچك ، مناره ، چرخهاى آتشين ، ستاره‌هائى كه در حال تعليق ميچرخيدند ، مشعلها ، قورباغه‌ها و فشفشه‌هاى مختلف بود . اول نوبت قصر كاغذى رنگارنگ بود ، فانوسهاى كوچكى در آن قصر روشن بود و هيكلهائى را كه بر روى كاغذ رسم كرده بودند به خوبى روشن ميكرد . بعد قريب يكساعت و نيم با صداهاى مهيبى فشفشه‌هاى بيشمارى از آن به هوا بلند شد كه بالاخره همه با شعله‌هائى تبديل بخاكستر گشتند . آنگاه يك چيز نادرى پيش كشيدند . اسم اين شيئى را « دبنده » ميگفتند . اين ، چيزى جز يك چرخ نبود كه ضخامت آن يك ربع پا و موشكهاى آن سه دوم پا بودند كه از دو سوراخ پيش آمدهء آن شراره‌هائى بخارج پرتاب ميشدند . بفورم فشفشهء عادى و كوچك پرواز كرده و در بين مردم چرخى زده بر بالاپوشهاى كتانى آنها ميافتادند و توليد سوختگى و خسارت مينمودند . درعين‌حال موشكهاى نوك‌تيز فراوانى ، كه طولشان به زحمت يك وجب ميشد بپرواز درميآمدند . موشكها را از انتهاى چوبهاى كوچكى كه در دست داشتند آتش ميزدند و مثل تير پرواز ميدادند . صداى ترق تروق از آن شنيده نميشد ولى بجاى آن برق ميزد و شراره‌هاى ستاره‌مانندى را به اطراف پراكنده ميكرد كه بمانند لاله‌هائى بر زمين فرود ميآمدند . يك كرهء عظيمى داشتند كه از آن مثل يك برج كوچكى لوله‌اى بيرون آمده بود . همهء اين دستگاه را زنجيرها و ميخ‌هاى طويلى به زمين محكم كرده بود . با نيروى عظيم و با صداى وحشتناك و گوشخراش آتش بيرون ميريخت و شراره‌هاى بزرگى از آن به بيرون ميپريد . اين ماشين آتش را « كومبارا » « 1 » مىناميدند . عده‌اى بودند كه چوبهاى بلندى در دست داشتند . در انتهاى چوبها « لامپيونها » ى كاغذى چرخنده‌اى ديده ميشد . چوبها را تكان ميدادند متعاقب آن فانوسها روشن ميشدند و در حال اشتعال صداى خرناس آن را مىشد شنيد . از ترقه و فشفشه‌هائى كه به نخ رديف كرده بودند چيزهاى حيرت‌آورى بيرون ميرفت . اينها مدتى در هوا در
هامش
( 1 ) - يعنى خمپاره .