تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
بود از احساس سوگ عميق از قتل حسين ( ع ) و بدين علت گاهى با سنگ بر سينه‌شان هم ميكوبيدند » . نويسنده در اينجا شمه‌اى از طرز زندگى اين بچه‌ها را شرح ميدهد و آنگاه در قسمتى از فصل بيست و يكم كتابش چنين ميآورد :

نثار خون به ياد حسين بن على ( ع )

« روز بعد با طلوع آفتاب صف تدفين حسين ( ع ) به راه افتاد علم‌ها را باهتزاز درآوردند و با شترها و اسبهاى پوشيده از پارچهء آبى در شهر بگردش پرداختند . از روپوشها تيرهائى آويزان بود و اين تيرها مظهرى بودند از تيرهائى كه دشمن بر حسين ( ع ) زد . در پشت شترها و اسبها پسربچه‌هائى نشسته بودند كه تابوت خالى حمل ميكردند . براى اينكه فرزندان اسير حسين ( ع ) را بخاطر آوردند سر و لباس آنها پر از كاه بود . در پشت اسبهاى ديگر عمامه‌هاى زيبا ، تير و كمان ، تيردانهاى مملو از تير بود . اينها نمايندهء سلاحهاى حسين ( ع ) بودند . وقتى آفتاب برآمد خيلىها به هشتى شيخ صفى رفتند . آنجا از بالاى آرنج در گوشت پرعضلهء بازويشان زخمى با نيشتر ايجاد كردند و اغلب براى اين كار نيشتر به كار ميبردند . بعضيها رگ بازويشانرا بريدند . تعداد نفرات بقدرى زياد بود كه طرفهاى ظهر صحن پر از خون شد انگار كه گاوهائى را ذبح كرده باشند . بعضى از جوانان كوچك سال در حالى كه بازويشان را در بالاى آرنج زخمى كرده بودند آنقدر كف دستشان را بهم كوبيدند كه بازوانشان غرق خون شد . همينطورى در كوچه‌ها مىدويدند . همهء اين كارها را بيادبود از خون ناحق حسين ( ع ) امام مظلومشان ميكردند به اين اميد كه همراه خونشان گناههايشان نيز فرو ريزد . هركس در اين ده روز و يا در روز شهادت حضرت على ( ع ) و يا در جشن عيد قربان و ايام روزه ( رمضان ) بميرد و بطور شايسته‌اى اين مراسم را برگزار نموده باشد برحسب عقيدهء ايشان ، بىچون و چرا وارد بهشت مىشود » .

آتشبازى در اردبيل

اوله آريوس در اين فصل كتاب خود جريان يك آتش‌بازى را شرح ميدهد و چنين مينويسد : « در آتش‌بازى همه‌گونه ابتكارات مسرت‌بخش ديده