آشپزخانهء بقعهء شيخ صفى
روز دوم ورود ما از مطبخسراى شيخ صفى الدين براى سفرا « تبرّك » فرستادند . طبق رسم معمول به سفيران خارجى و ساير مأموران عالىرتبه ، كه وارد اين شهر ميشوند ، دو سه بار در اين عمارت مهمانى ميدهند و از آشپزخانهء مزبور براى آنان غذا ميفرستند و آن را « تبرك » مينامند .
تبركى كه براى ما فرستادند 32 كاسهء بزرگ پر از پلو رنگ شده « 1 » بود كه بالاى آنها گوشت پخته و كباب بود و نانهاى تخممرغى نيز همراه داشت . آنها را بر روى سر عملهها گذاشته بودند . سفره را روى زمين گستردند و ما كمى احساس ناراحتى كرديم ، بخصوص كه ناهار را طبق مقررات خودشان بدون شراب صرف نموديم . سفرا براى احترام دستور نواختن شيپور و شليك توپها را دادند و نيز بحاملين غذا انعامهائى تعارف كردند ولى هرچه اصرار كردند آنها نگرفتند و چنين كارى را مستلزم كيفرى براى خود بيان نمودند .
روزهاى بعد بيش از احتياج روزمره بما خواربار ميدادند . روزانه 16 رأس گوسفند ، 200 تخم مرغ ، 4 باتمان « 2 » كره ( هر باتمان 5 / 7 فونت است ) ، 2 باتمان كشمش ، يك باتمان بادام ، 100 باتمان شراب ، 2 باتمان دوشاب ( شيره ) باضافه آرد و برنج و مرغ و چيزهاى ديگر . از هداياى ديگرى كه خان براى ما مىفرستاد در فرصتهاى ديگر سخن خواهيم گفت » .
تاريخچهء اقامت سفراى هلشتاين در اردبيل
اوله آريوس فصل بيستم كتاب خود را با چنين عبارتى شروع كرده و ديدنيهاى خود را در آن شهر بيان نموده است « روز 12 آوريل كلبعلى خان بملاقات آمد و سفرا را به دوستى و صميميت خويش اطمينان داد و چنين هم بود و او تا آخر بقولهاى خويش وفادار ماند . در ضمن پيكى باصفهان ، بدربار سلطنتى ، فرستاد تا شاه
هامش
( 1 ) - معمولا روى پلو را با زعفران رنگ ميكردند و امروز نيز در مهمانىها چنين مىكنند .
( 2 ) - باتمان لفظ تركى است يعنى « من » و من اردبيل برابر 6 كيلو است .