در مدتى كه غذا صرف مىشد دائم نواى ضربدار موسيقى در ترنم بود و يك دسته « اوچى » يعنى كماندار در كنار خانه با مهارت كامل بآهنگ آن مىرقصيدند . اينها كمانهاى خود را در دست داشتند آنچنان كه در رقصهاى « باله » آن را در دست ميگيرند .
كمى بعد نيز دو طلبهء ابدال با چوبهائى كه سر آنها مثل پرتقال بود « 1 » پيش آمده قصيده خواندند .
كاخ شاهى اردبيل « شاه باغى »
اوله آريوس در اينجا از خوانندگان خود اجازه ميخواهد كه دربارهء اين كاخ شمهاى بنويسد و چنين مىآورد « خان قبلى اردبيل كه ذو الفقار خان نام داشت آدم بسيار ثروتمندى بوده بخرج خود اين عمارت را بسبك تركها بنا كرده است . شكل آن هشت ضلعى و ارتفاعش ببلندى سهطبقه است . در اطراف آن از فوارهها آب فوران مىكند و ارتفاع آن به حدى است كه از بلندى عمارت نيز ميگذرد و ديوارها از سنگهاى آبى و قرمز و سبز ساخته شده كه باشكال مختلفى كار گذاشته شده است . قاليهاى نفيسى كف اطاقها را فرش كرده و دورادور عمارت را ايوان زيبائى از مرمر فراگرفته است . در يك گوشهء ايوان ، قسمتى كه در حدود 16 پاى مربع است ، قالى قلابدوزى شدهء زيبائى انداخته و در روى آن بالشهاى ابريشمى و زردوزى شده گذاشتهاند . گويا روزگارى شاه ايران وقت مسافرت باردبيل در اين قصر خانه كرده بود و اينك باحترام وى اين گوشه از ايوان را چنين نگهداشتهاند و چون پاى گذاشتن در آنجا هم ممنوع است ازاينرو دور آن را نردهء زيبائى كشيدهاند .
بعد از صرف غذا و تفريحات لازم ، خان سفيران را بخانهء خوب و راحتى راهنمائى كرد كه سابقا ، محل اقامت مأمور ادارى شاه ايران بود . ملتزمين را نيز در خانههاى مجاور منزل دادند . خانههائى كه صاحبان آنها مردمان رشيد و ثروتمندى بودند و تمام احتياجات را شرافتمندانه بر طرف ميكردند .
هامش
( 1 ) - اين چوبها شبيه گرز است و در اصطلاح محل « توپوز » با تشديد حرف پ ميگويند .