مهمانداران ما از اطراف تعدادى آلاچيق براى ما آوردند زيرا هوا سرد بود و چون براى همه كفايت نكرد عدهاى وارد يكى از آن خانهها شديم و آتش روشن كرديم و با صرف بقيهء شرابهائى كه در قمقمه از شب گذشته داشتيم شب خوشى بصبح آورديم . »
در فرداى حركت برف و كولاك شديدى افراد اين كاروان را ناراحت كرده است ولى در نزديكى كاروانسراى « آققيز » ، كه به نظر اوله آريوس ساختمان عظيم و قشنگى بود ، فرستادهء مخصوص شاه ايران در لباس فاخر و با دو نوكر خود از اينان استقبال مينمايد . شب را در دهكدهايكه در دامنهء كوه واقع و باغها و درختان زياد و زيبائى داشته ماندهاند و روز بعد از طريق گردنهء « چيزتلو » از رود قرهسو گذاشتهاند .
اوله آريوس در اينجا پل سميان را تعريف كرده نوشته است « در كنار دهكدهء ساميان دو ساحل اين رودخانه را يك پل سنگى به طول 9 قدم با 6 چشمهء زيبا بهم وصل مىكند » با آنكه باردبيل دو ميل راه باقى بود معهذا چون عيد پاك آنها رسيده بود شب را در دهكدهء ديگرى منزل كردهاند ولى از دست « ساس » شب ناراحتى گذراندهاند .
براى مؤلف آن كتاب تهيهء تپاله « 1 » چيز جالبى بوده و شرحى در چگونگى درست كردن و خشك نمودن آن در ديوار و جلوى آفتاب نوشته اضافه كرده است كه « نهم آوريل آفتاب عيد پاك بر ما دميد . هنگام طليعهء خورشيد با توپها و تفنگهائى كه داشتيم بعلامت سلام سهبار شليك كرديم و آنگاه براى تقرب بآفريدگار مجلس وعظى ترتيب داديم . نزديك ظهر مهماندار جديد ما ، كه جوان خوشمشربى بود ، براى احترام بملاقات سفيران آمد و عيد را تهنيت گفت . هدايائى هم با خود آورده بود كه عبارت از پنج عدد ماهى خشك ، يك ظرف پر از نان بعلاوه انار و سيب و يكنوع گلابى مخصوص كه به شكل ليمو ولى آبدار بود و طعم و بوى خوشى داشت ، با مقدارى خيار و سير نمك
هامش
( 1 ) - دهاتيها پهن چهارپايان را با آب خيس كرده مالش ميدهند و آن را قطعهقطعه جلوى آفتاب پهن ميكنند و پس از آنكه خشك شد در تنور و اجاق ميسوزانند و بر آتش آن نان و غذا مىپزند .