تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
است مينويسد كه در ايران « . . . زنان هرجائى را قحبه ميگويند كه در مجالس مهمانى ميرقصند . . . در بيشتر مهمانيها زنان رقاصه ديده ميشوند و صاحبخانه آنانرا بهريك از ميهمانان كه تمايلى نشان دهند تقديم مىكند . . . تنها در شهر اردبيل اين رسم وجود ندارد زيرا شاه عباس اين‌گونه زنان را از آن شهر بيرون كرده است » « 1 » . اين سنت قرنها بعد از شاه عباس نيز در اين شهر باقى و تعصب سختى بوجود آورده بود چنان كه هنگام يكى از اشغالهاى نظامى اردبيل از طرف قشون روس روزى ژنرال فرمانده قواى اشغالگر به حاجى رجبعلى نام يكى از متنفذين شهر پيغام فرستاد « كه سربازان از حيث عزوبت و تشفى غريزهء جنسى ناراحتند و فرمانده درخواست دارد كه در اينمورد همفكرى و راهنمائى و مساعدت لازم با آنان بنمايد » . حاج رجبعلى بر اثر اين پيغام جلسه‌اى با حضور محترمين شهر در منزل خود ترتيب داد و پيام فرمانده روس مطرح مذاكره و تبادل نظر قرار گرفت و بالنتيجه تصميم محرمانه‌اى اتخاذ شد و بكسانيكه سربازان روسى خانه‌هاى آنانرا براى سكونت در اختيار داشتند ابلاغ گرديد كه هركسى موظف است با كسان خويش سربازان خارجى مقيم در خانهء خود را بقتل برساند ، و چنين شد و جمع كثيرى از روسيان در يكشب بقتل رسيدند باقى از ترس فرار كردند و از اين شهر رفتند . يكى از سالخوردگان شهر كه اين داستان را بنگارنده ميگفت افزود كه چندى قبل در قسمتى از خانهء موروثى خود براى ساختن بنائى پىكنى ميكرديم تعداد زيادى اسكلت انسان در چاهى پيدا شد كه چون موهاى بور داشتند معمرين آنها را متعلق به همان واقعهء كشتار روسيان دانستند .
هامش
- دختر نسطورى از اهل ماردنMardinكه سيتىمآنىCitti Maaniخوانده ميشد ازدواج كرد و باتفاق او به سمت ايران و هند به راه افتاد . زنش در شيراز از خستگى و تب درگذشت ولى او خودش بهند رفت و در مراجعت جسد زنش را بروم برد و در آنجا با تشييع مفصلى دفن نمود ( تمدن ايرانى ) . ( 1 ) - اقتباس و نقل از كتاب زندگانى شاه عباس اول . تأليف نصر اللّه فلسفى . چاپ تهران 1345 .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 119 | بابا صفرى