دروازهء مقابر و مسير رودخانه و محل باغات و مسجد جامع هيچيك امروزه شناخته نيست و آنهمهء معلومات آنروزى امروزه كلا جزو مجهولات گشته است مگر دروازهء اسفريس كه محل آن در حدود مقبرهء شيخ صفى الدين بوده است . زيرا قبلا نيز گفتهايم كه برطبق وصيت شيخ صفى الدين ، سيد جمال الدين اصفهانى او را غسل داد و در كنار دروازهء اسفريس در اردبيل به خاك سپرد .
قابل توجه آنكه از مسير رودخانه هم در اين حدود اثرى نيست و طبعا گذشت روزگار بستر آن رود را بار ديگر تغيير داده و از دروازهء اسفريس دور تر گردانيده است . اگر مثل محققين و نويسندگان امروزى جهات اصلى و فاصلهء تقريبى يمين و يسار آن روز شهر و يا موقعيت دروازهء مقابر و درهاى ديگر شهر نسبت بدروازهء اسفريس مورد توجه ابن بزاز قرار ميگرفت اكنون براى ما تعيين حدود تقريبى آنها و احيانا بستر آن روز رودخانه نيز ميسر ميگرديد .
آنچه درخور مطالعه است اينست كه شهر در آن دوره بسيار بزرگ بوده و بطوريكه از پيشينيان شنيدهايم تپه ماهورهاى « پيرهسحران » ، كه امروز در دو كيلومترى شرقى اردبيل واقع است ، در گذشته در محدودهء شهر قرار داشته است و حكاياتى دربارهء آن ، كه بازار فروش شتر و پيله در آنحدود بوده است ، نقل ميشده است و نوشتهء ابن - بزاز هم در باب اينكه دروازهء نوشهر يكى از دروب اردبيل بود گسترش شهر را در آن حوالى تأييد مينمايد زيرا نوشهر نيز يكى از قراء شرق اردبيل است و پيره سحران بر سر راه آن قرار دارد و هماكنون نيز بين نوشهر و اردبيل قراء ديگرى واقع مىباشد .
بارى در كتاب صفوة الصفا حكايات زيادى در مورد مسافرتهاى شيخ صفى الدين بنقاط مختلف و ملاقات او با اهل سياست و عرفان نوشته شده كه مطالعهء آنها ما را از مقام معنوى و اجتماعى آن شخصيت بزرگوار فقر و عرفان و حرمت و منزلتى كه بين مردم بخصوص نزد شاهان و بزرگان داشته است آگاه ميسازد و از مريدان و صوفيان روشن ضميرى كه در آنعهد و كمى بعد از شيخ صفى الدين در دار الارشاد اردبيل زندگى ميكردهاند نظير مولانا شمس الدين محمد زرگر ، مولانا نجم الدين پيرهء اردبيلى ، مولانا تاج الدين عوض شاه ،
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: بابا صفرى
ص١١٤