تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
هفتاد زبان براى تكلم در آن موجود است » و يا « اكثر خانه‌هاى آن در زير زمين است » . او هم مثل اصطخرى گفته است « اردبيل مركز آذربايجان و پايتخت ناحيه است . قلعهء منيعى دارد . بازار آن به شكل صليب است و چهار دروازه دارد و مسجد جامع « 1 » در وسط صليب ( يعنى چهار سوق ) قرار دارد و در بيرون قلعه حومهء بسيار بزرگى موجود است . . . ساختمانهاى آن از گل است . ميوه و غلات به حد وفور موجود است . آبهاى جارى دارد . . . » . مقدسى ضمن توصيف مردم اين شهر به دو نكتهء متناقض اشاره كرده مينويسد « خيرات در اين شهر زياد است » و بلافاصله اضافه مىكند « . . . مردم آنجا بخيلند و تنبل هستند و اهل مكر و غفلت ميباشند . » بنابر گفتهء او « . . . اين شهر قشون مرتب و حقوق‌بگير دارد . . . » ولى « . . . علما در آن كم هستند . . . مردم بعواقب كار خود نگاه نمىكنند . . . طبيب حاذق ندارند . . . واعظ دانشمند و رئيس مورد توجه . . . ندارند » . مقدسى با آنكه مردم را با اصول تمدن كمتر سازشكار ميداند ميگويد كه « حمامهاى پاكيزه و تميز در آن موجود است . منطقهء مستحكمى است . كيميا در آن خيلى مورد علاقه است » و بالاخره « شهر عزيزى است » .
هامش
( 1 ) - اين مسجد جامع غير از مسجد جمعهء فعلى است زيرا تاريخ بناى مسجد جمعهء فعلى سال 678 هجرى مىباشد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 111 | بابا صفرى