فصل دوم نظر جهانگردان و مورخان در باب اردبيل در عهد صفويان
ابن بزاز و كتاب صفوة الصفا
كتاب ديگرى كه از ميان حكايات بسيار زياد آن مىتوان مطالبى در باب اردبيل استنباط كرد « صفوة الصفا » تأليف « درويش توكل » فرزند « اسماعيل توكلى » معروف به ابن بزاز اردبيلى است كه در حدود 760 هجرى قمرى و در زمان شيخ صدر الدين موسى پسر و جانشين شيخ صفى الدين برشتهء تحرير درآمده است . مرحوم عباس اقبال در تاريخ مفصل ايران مىگويد كه ابن بزاز از مريدان شيخ صفى الدين بود و كتابش در مناقب او نوشته شده است . و علاوهبر تاريخ ظهور مريدان صفوى و احوال شيخ - صفى الدين ، حاوى بسى مطالب نفيسه راجع بتاريخ و احوال و اخلاق مردم در نيمهء دوم قرن هفتم و اوايل قرن هشتم است . . . و غالب اطلاعاتى كه بعدها مورخين ديگر راجع بابتداى امر صفويه در كتب خود آوردهاند اقتباس از همين صفوة الصفاى ابن بزاز است « 1 » .
در اين كتاب مستقيما مطالبى دربارهء شهر اردبيل ذكر نشده و مندرجات آن كلا در توصيف حالات و صفات و كرامات حضرت شيخ صفى الدين است با اينحال با مطالعهء حكايات آن ميتوان اطلاعات بالنسبه مفيدى دربارهء اردبيل بدست آورد و مثلا دريافت كه در عهد شيخ صفى ، اين شهر دروازههاى متعددى داشته و دروازهء رئيس سعد ، درب فقاعيان ( كه از دروب سفلى اردبيل بوده است ) ، دروازهء نوشهر ، دروازهء اسفريس دروازهء مقابر از جملهء آنها بوده است بدون آنكه بتوان بطور كلى معلوم نمود كه در آن تاريخ اين شهر چند دروازه داشته و موقعيت آنها نسبت بجهات چهارگانهء اصلى چگونه بوده است . همچنين از صدها پيرو مولى ، كه در زمان تأليف كتاب براى نويسنده و مردم معروف و شناخته بوده ، اسم برده شده است بدون آنكه لزوم معرفى آنها براى آيندگان احساس گردد . مثلا در يكى از حكايات آمده است كه « مزار مينديشين از جمله
هامش
( 1 ) - تاريخ مفصل ايران . تأليف عباس اقبال . جلد اول . تهران . 1312