شهر محتاج بباران ميشوند آن سنگ را با عراده حمل نموده به شهر مىآورند . مادامى كه سنگ در شهر است باران مىبارد و همينكه سنگ را بيرون بردند باران قطع مىشود » .
« خواندمير » صاحب حبيب السير هم اين موضوع را بدينطريق نقل مىكند :
« . . . در عجائب البلدان مذكور است كه در بيرون اردبيل سنگى است به وزن دويست من تخمينا در متانت بمثابهاى كه آهن در او تأثير نمىكند . هرگاه كه اهل اردبيل بباران محتاج شوند آن سنگ را بر گاو بار كرده به شهر مىبرند و مادامى كه آن حجر در آن بلده باشد قطرات مطر در فيضان باشد و چون سنگ را باز به بيرون نقل كنند باران تسكين يابد » .
از مطالب شنيدنى كثرت موش و كمى گربه در آن شهر بوده است . مؤلف مرآت البلدان از قول ابو حامد اندلسى نقل مىكند كه « موش در اين شهر بىنهايت وافر است بخلاف ساير بلاد ، و به همين جهت گربه نزد سكنه خيلى عزيز و مرغوب است و خريد و فروش مىشود و بازار و دلالهاى مخصوص دارد كه آواز ميكنند گربهاى است شكارى و رام و تربيت شده كه گريزپا و دزد نيست ، هركه طالب باشد بفلان قيمت فروخته مىشود » .
اردبيل از نظر مقدسى
مقدسى « 1 » هم از جمله كسانى است كه در كتاب احسن التقاسيم « 2 » اشارهاى باردبيل كرده است . تاريخ تأليف اين كتاب معلوم نيست ولى تاريخ كتابت آن از طرف كاتب سال 658 هجرى يادداشت شده است . او هم مثل ديگر مورخان « مركز آذربايجان را شهر عظيم اردبيل قلمداد كرده و يادآور شده است كه « . . . آن بزرگترين شهر آذربايجان است و در آن كوهى است كه مساحت آن يكصد و چهل فرسخ است .
تماما قراء و مزارع مىباشد » .
مقدسى مطالب قابل توجهى دربارهء اين ناحيه نوشته است مثلا « . . . ميگويند
هامش
( 1 ) - شمس الدين ابى عبد اللّه محمد بن احمد بن ابى بكر البناء الشامى المقدسى معروف بالبشارى .
( 2 ) - احسن التقاسيم . تأليف مقدسى . طبع ليدن . 1877 ميلادى .