ممتاز و بىعيب از رى مىآورند » « 1 » او هم مثل اصطخرى سهولت زندگى در اين شهر را يادآور شده و وزنهء اردبيل را بزرگ و هزار و چهل درم قلمداد كرده است .
سالى كه ياقوت از اردبيل ديدن كرده حملات وحشيانهء گرجيها تازه پايان يافته و چند روزى از دوران بالنسبه آسودهء اين شهر بوده است . ولى مدت زيادى از اين ايام نگذشته است كه يورش بىرحمانهء مغول متوجه آذربايجان گشته و سپاهيان چنگيز بدين شهر رسيدهاند . اين بليه در سال 618 هجرى اتفاق افتاده است . شهر پس از مدافعات سرسختانه مفتوح و به كلى ويران شده است و جمع كثيرى از سكنهء آن نيز بقتل رسيدهاند . مقتولين كسانى بودهاند كه قبل از حادثه شهر را تخليه نكرده و بجنگل فرار ننمودهاند و گرنه آنهائى كه از شهر خارج بودهاند از اين بليه جان سالم بدر برده و پس از آنكه امواج سهمگين حملات مغول فرو نشسته است بازگشتهاند و بار ديگر شهر را آباد نمودهاند .
بطوريكه در گفتار پيش آوردهايم سكنهء دلير اين شهر به آسانى خانه و كاشانهء خود را رها نكرده و زادگاه خود را تسليم دشمن ننمودهاند بلكه دو بار در مقابل حملات مغولهاى خونخوار ايستادگى كردند و آنها را شكست دادند ولى در مرحلهء سوم چون نيروى آنها تضعيف گشته و سپاه مغول با نيروهاى امدادى تقويت شده بود از اينرو تاب مقاومت نياورده شكست خوردند و آنان كه كشته نشدند از شهر خارج گشتند و در جنگلهاى اطراف ، كه پناهگاهى براى آنان بود ، مخفى گرديدند و بعد بويرانهء شهر باز آمدند و آن را بهتر از سابق آباد كردند . خود ياقوت در اينباره مينويسد كه مغولها شهر را « . . . بنحو بدى خراب كردند و بسيارى از مسلمين را كشتند و كسى جان از دست ايشان نبرد مگر آنهائى كه از ايشان پنهان شدند . آنگاه مغولان رفتند و باقى ماند آن شهر خراب با سكنهء كمى . اما الآن از اول آبادتر است . . . » .
پس از آنكه چنگيز بر سپاه خوارزمشاه فائق آمد و شهرهاى ايران يكى پس از ديگرى سقوط كرد سلطان محمد خوارزمشاه از ترس آنها بجزيرهء آبسكون در درياى خزر پناه برد و سرانجام در آنجا درگذشت . فرزند او بنام جلال الدين خود را
هامش
( 1 ) - نقل از مرآت البلدان . صنيع الدوله . ج 1 . تهران . 1294 قمرى .