تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
شهر كوه عظيمى است . شكارگاه است و آب و هيزم از آنجا آورند و سنگ اردبيل هزار و چهل باشد چون سنگ شيراز » . « 1 »

ياقوت حموى و حملهء مغول باردبيل

مسافر ديگرى كه در 773 سال پيش از اين شهر ديدن كرده « ياقوت حموى » « 2 » است . او در سال 617 هجرى باردبيل آمده و در كتاب خود كه معجم البلدان نام دارد از اين شهر تعريف كرده است . ياقوت گويد « در سال 617 اين شهر را ديدم در فضائى از زمين كه بسيار وسعت دارد واقع و در خارج و داخل شهر انهار جاريهء كثيرة المياه بسيار است . معذلك يك درخت ميوه نه در داخل شهر و نه در خارج و نه در فضائى كه واقع است وجود ندارد و اگر درختى از درختهاى ميوه بنشانند با وجود صلاحيت هوا و خوبى آب وجودت زمين مثمر نميشود و سببش معلوم نيست و اين عجايبى است كه من ديده‌ام . ميوهء اين شهر را از پشت كوه ، از جائى كه يك روزه راه كمتر و بيشتر مسافت دارد ، ميآورند » . ياقوت سپس دربارهء جنگلهاى مجاور اردبيل مطالبى نوشته و از فايدهء آنها براى مردم اين شهر ، بويژه در موقع هجوم دشمن ، سخن گفته است از جمله آنكه « . . . از اين جنگلها مىبرند و قطع مىنمايند چوبى كه براى ساختن كاسه‌ها صاف است از درخت خدنگ ، صاحب صنعت در اين شهر زياد است كه كارهاى ايشان برسم معمول بىعيب و خوب است ولى پارچه كه براى فروش در خارج به عمل مىآورند بهترين آنها خالى از عيبى نيست » . وى از اين امر بسيار تعجب مىكند زيرا ارباب صنايعى كه كارهاى آنها بىعيب و خوب است چگونه در توليد پارچهء بىعيب عاجز و درمانده‌اند . ميگويد « روزى از يكى از كارگرهاى اين شهر خواهش كردم كه پارچهء بىعيبى به من بنمايد گفت همچنين چيزى در اين شهر معدوم است » . از نوشتهء ياقوت استنباط مىشود كه اگرچه پارچه‌بافان عيب و نقصى در كار خود داشته‌اند ولى استعمال پارچه‌هاى خوب معمول بوده است زيرا وى نوشته است « پارچهء
هامش
( 1 ) - شباهت زيادى بين گفتهء وى با نوشته‌هاى ابن حوقل موجود است . ( 2 ) - ابو عبد اللّه ياقوت بن عبد اللّه الرومى ملقب بشهاب الدين .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 107 | بابا صفرى