تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
وضع اردبيل از لحاظ استحكام در آندوره طورى بود كه بقول مورخان تصرف آن قدرت بيشترى لازم داشت و چون پايتخت آذربايجان بود لذا استيلاى واقعى بر آن خطه بدون تصرف اردبيل ميسر نمىشد .

گفتار ابن حوقل دربارهء اردبيل

« ابن حوقل » « 1 » هم از جمله كسانى است كه در قرن چهارم هجرى در باب اردبيل مطالبى نوشته است . او هم مثل ابو دلف اين شهر را بزرگترين و مهمترين شهر آذربايجان گفته است ولى اضافه كرده است كه « اما اين شهر امروز بىرونق و فرسوده است . در آنجا لشگرگاه و دار الاماره و ايوانهاست و دو سوم در دو سوم فرسخ وسعت توابع آن مىباشد . بناهاى آن اغلب از گل و آجر است و حصارى استوار نيز داشته است كه بدست مرزبان بن محمد بن مسافر سلّار ( سالار ) ويران شده است » « 2 » . وى علت اين ويرانى را چنين يادداشت كرده است « مردم اردبيل بسال 331 هجرى قمرى ديسم بن شاذلويه را به شهر راه دادند و دروازه‌ها را بر روى مرزبان بستند » . مرزبان بهدم حصار فرمان داد و آن شهر را بدست بازرگان و ارباب حرف آنجا ويران ساخت و بطوريكه در جاى خود اشاره شده است از مردم نيز مال بسيار گرفت و در اين‌باره فشار سختى بر اهالى وارد آورد . اين امر مورد توجه ابن حوقل نيز قرار گرفته و نوشته است كه مرزبان « در مطالبهء اموال سخت گرفت و مردم بكوهها و بيابان رفتند » . او علت اين گرفتارى سكنه را تباهى اخلاق عمومى دانسته اضافه كرده است كه مردم « . . . . در راه عيّارى و تمرد چنان افتاده بودند كه از سلطان پروا نداشتند و به شيطان تمسك جسته بودند و اموال مسافران را پيوسته مىغارتيدند و آنان را مىكشتند » . شايد بتوان گفت كه ابن حوقل در اين بيان مبالغه نموده و اىبسا درصدد موجه قلمداد كردن رفتار دژخيمانهء مرزبان برآمده است چه پروا نداشتن مردم يك شهر را
هامش
( 1 ) - ابو القاسم محمد بن حوقل البغدادى الموصلى از نويسندگان قرن چهارم هجرى است و از 320 تا 348 هجرى در شرق جزيرهء سيسيل و اندلس بسياحت پرداخته است . ( 2 ) - صورة الارض ابن حوقل . ترجمهء دكتر جعفر شعار . ناشر بنياد فرهنگ ايران . تهران 1345 .