تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
سواى پنجاه عراده توپ كه در قلعهء اردبيل بود . و در جاى ديگر مينويسد كه بعد از رفتن سوختلن ، نايب السلطنه « نظر عليخان » را باردبيل فرستاد تا از اهالى آنجا ، كه به خدمت - گزارى دولت اقدام نموده بودند تشكر كرده بالتفات دولت اميدوار سازد . بمحمد ميرزا نيز دستور داده شد كه بطالش برود و آنحدود را ، كه طبق عهدنامه بروسها واگذار شده بود ، تحويل دهد و جهانگير ميرزا هم با اظهار قدردانى از خدماتش به تبريز بازگشت . سرنوشت بار ديگر جهانگير ميرزا را به اين شهر آورد ولى نه بعنوان حاكم و فرمانده بلكه به صورت محبوس و زندانى ، و سرانجام نيز در قلعه‌ايكه او ، در آن لحظات سخت تاريخ ايران فرماندهى آنجا را بر عهده داشت و براى حفظ وطن جانفشانيها در آن كرده بود ، به حكم همان برادرش محمد شاه چشمهاى خود را نيز از دست داد و ما ، در جاى خود در اين‌باره سخن گفته‌ايم و نيازى بتكرار آنها در اينجا نمىبينيم . بعد از اين وقايع حوادث ديگرى نيز در اين شهر اتفاق افتاده كه مهمترين قسمت آن مربوط بعهد مظفر الدينشاه و جانشينان اوست و ما آنها را در گفتار ديگر بعنوان مشروطيت در اردبيل آورده‌ايم ولى قبل از ذكر آنها نوشته‌هاى جمعى از مورخان و جهانگردانى را كه خود به اين شهر سفر كرده يا مطالبى دربارهء آن نوشته‌اند براى ملاحظهء خوانندگان دانشمند نقل مىكنيم .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 101 | بابا صفرى