چنان كه گفتيم تمام اين اقدامات بر اثر نگرانى و بيم او از قيام صوفيان و محبوبيت صفويان در ايران و اهميت معنوى اردبيل بود و اين بود كه او بعد از نيل بمقام سلطنت نيز درصدد تضعيف صورى و معنوى اين ولايت برآمد و براى از بين بردن علاقمندان مؤثر خاندان شيخ صفى ، از هر بهانهاى خوددارى نكرد . مورخانى كه درصدد تحقيق علت برنيامده و فقط بذكر اتفاقات اشاره كردهاند در مورد اردبيل در عهد نادر به اين عبارت اكتفا نمودهاند كه لشگركشىهاى متوالى نادر موجب خرابى روز افزون اردبيل گرديد .
آغا محمد خان قاجار در اردبيل
چهل و پنجسال بعد از قتل نادر ، آغا محمد خان قاجار در فصل بهار 1205 هجرى از طريق سراب وارد اردبيل گرديد .
با همهء گرفتارى و كشمكشهائى كه بين سلطنت طلبان ايران وجود داشت اردبيل در آندوره از مختصر آرامشى برخوردار بود و چنان كه مورخان نوشتهاند مردم آن شهر بمناسبت هواى سرد و آب تميز و گوارائى كه به شهر ميرسيد مثل گذشته زيبا و خوش بنيه بودند و مانند اسلاف تعصب مذهبى داشتند ، اما نه باندازهء تعصب سكنهء اردبيل در دورهء صفويه .
آغا محمد خان با آنكه قسمتهاى زيادى از ايران را در تصرف داشت هنوز حاكمى بر اين ولايت نگماشته و سلطنت خود را بر اين خطه رسما اعلام نكرده بود .
وى پس از ورود به اين شهر در ارك آنجا « 1 » ، كه در آن تاريخ باقى بود ، منزل كرد و وجوه مردم اردبيل بديدنش رفتند . سيد حسين نامى ، كه از علماى بزرگ و روحانيان برجستهء اين شهر بود ، از او خواست كه مردم را نيازارد و با آنها با لطف سلطنت رفتار كند . آغا محمد خان گفت من براى آزار مردم نيامدهام فقط خواهان دريافت ماليات هستم . بعد پرسيد آيا ميدانيد كه چند سال است اردبيليها ماليات نپرداختهاند ؟ سيد حسين گفت مردم اين شهر و سكنهء اطراف آن هر سال ماليات خود را تأديه كردهاند و اگر آن ماليات بشما نرسيده مردم اين شهر گناه ندارند .
هامش
( 1 ) - ارك آنروزى قلعهء قديمى و كوچكى بود در جاى نارين قلعه كه بعدها در عهد فتحعليشاه بوسيلهء افسران فرانسوى نوسازى و توسعه يافت و نارين قلعه را بوجود آورد .