بخراسان بازگشته آسايش نمايم . طهماسب ميرزا و پسرش عباس ميرزا هردو زنده هستند شما هريك از آن دو يا هركسى را كه ميخواهيد بپادشاهى برداريد » همه گفتند « هيچكس برازندهتر از تو براى تخت ايران نيست » . او يك ماه فرصت داد كه كسى را براى سلطنت تعيين نمايند ولى سرانجام دو ساعت و بيست دقيقه بعد از ظهر روز پنجشنبه 24 شوال 1148 هجرى خودش بنام نادر شاه بر تخت مرصعى نشست و سپاهيان و حاضرين با فريادهاى شورانگيز او را شاد باش گفتند . اين جشن پنج روز دوام داشت و روز 29 شوال بپايان رسيد . « 1 »
خرابى اردبيل در عهد نادر شاه
صاحب مرآت البلدان داستان تاجگذارى نادر را چنين آورده است كه « در سنهء 1736 ميلادى ، مطابق 1148 هجرى ، نادر شاه افشار در دشت مغان ، كه نزديك اردبيل است ، شمشير خود را از غلاف بيرون آورده خدماتى را كه بممالك ايران كرده بود شرح داد آنگاه شمشير را غلاف كرده گفت تا به حال آنچه توانستم كردم بعدها پادشاهى را براى خود انتخاب كنيد .
سرداران و بزرگان ايران متفقا او را بسلطنت قبول نموده ، نادر شاه گفتند و در شهر اردبيل تشريفات تاجگذارى به عمل آمد » « 2 » و گويا مردم اردبيل دويست هزار تومان هم به او پيشكش دادند .
جواب اين سئوال كه چرا نادر اردبيل ( مغان ) را براى تاجگذارى انتخاب نمود و اصولا چرا ، باصطلاح امروزى ، « رفراندم » كرد بدرستى در كتابها روشن نيست . واقع امر اينست كه چون حكومت صفويان ، قطع نظر از جنبهء سياسى ، وضع عرفانى و معنوى خاصى نيز داشت و شيخ اوغلى « 3 » علاوه بر سلطنت ظاهرى مرشد كامل و پيشواى طريقت هم بود و از طرفى علما و روحانيان نيز بخاطر آنكه مذهب تشيع
هامش
( 1 ) - تاريخ زندگانى نادر شاه پسر شمشير . تأليف نور اللّه دلاورى . تهران . 1319 .
( 2 ) - مرآت البلدان تأليف محمد حسنخان صنيع الدوله .
( 3 ) - پادشاهان صفوى را مريدان طريقت شيخ اوغلى يعنى پسر شيخ ميگفتند .