تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بعد از اين واقعه اردبيل نيز به تصرف عثمانيها درآمد و مدتى در اشغال آندولت باقى ماند . قاموس الاعلام تركى اين موضوع را بدينطريق ضبط كرده است كه « اردبيل در سال 1140 هجرى از طرف احمد پاشا والى بغداد به تصرف دولت عثمانى درآمد و مدتى تحت حكومت آندولت قرار گرفت » و براى آنكه اهميت اين شهر را نشان دهد اضافه نموده است كه « اين شهر زادگاه خيلى از مشاهير و علما و شعراست و در تاريخ قديم ايران شهرت زيادى دارد » . « 1 » اما نادر در سال 1143 با يكصد هزار سپاه به قصد راندن عثمانيها بآذربايجان آمد و در 27 محرم آنسال تبريز و چندى بعد اردبيل را از تركها پس گرفت . آزادى اردبيل تاسفا مدت زيادى طول نكشيد زيرا در شرق ايران گرفتاريهائى پيش آمد و نادر ناگزير بدانجا رفت و فرصت جديدى براى تجاوز عثمانيها پيدا شد . اين بار شاه طهماسب خود با آنها جنگيد ولى شكست خورد و عهدنامهء ننگينى با آنها امضاء كرد ، ليكن نادر آن را نپذيرفت و با عزل شاه طهماسب پسر كوچك او را بسلطنت برداشت و خود نايب السلطنه شد و با عثمانيها جنگهاى سختى كرد . وى كه در محرم 1146 به قصد اين محاربه از اصفهان حركت كرده بود از همدان و سنندج و شاهين دژ و مراغه و تبريز گذشته باردبيل رسيد و قسمتى از سپاهيان خود را در اين شهر گذاشت و خود از رود ارس گذشته به داغستان حمله برد و پس از پيروزى چشمگيرى كه بدست آورد عهدنامه‌اى با عثمانيها در تفليس منعقد ساخت كه بموجب آن قفقاز و آذربايجان بايران مسترد گرديد . در مراجعت از اين سفر بود كه نادر بهمهء ولايات نامه نوشت و سران و بزرگان لشگرى و كشورى را بدشت مغان فرا خواند . دوازده هزار چادر و خانه‌هاى چوبى در نزديكى پل « جواد » ، براى سكونت و پذيرائى از مدعوين آماده كرد و چون همه گرد آمدند خطاب به آنها چنين گفت « تاكنون من آنچه لازمهء كوشش و جانفشانى بود بجاى آوردم و دشمنان ايران مانند افغان و روس و عثمانى را از ايران بيرون كردم اكنون ميخواهم
هامش
( 1 ) - قاموس الاعلام تركى . ج 1 . چاپ استانبول . 1306 قمرى . ص 104