مىرفته است . شاه عباس بزرگ ، نيرومندترين پادشاه صفوى ، كه از قدرت روزافزون طايفههاى كرد در قسمت غربى ايران بيمناك شده بود براى نخستين بار در صدد برآمد كه چهل هزار خانوادهء كرد را از آن نواحى و بويژه از سرزمينهاى مرزى ايران و عثمانى به شمال شرقى ايران بكوچاند . وضع جغرافيايى و شرايط اقليمى شمال شرقى ايران با نواحى غربى تفاوت بسيار داشت ، و به همين سبب شاه عباس با تمام قدرتى كه داشت موفق به كوچاندن بيش از پانزده هزار خانوادهء كرد نگرديد . اين كردان تازه وارد كه از چناران تا قوچان و از قوچان تا دور افتادهترين نقاط گرگان پراكنده شده بودند ، رفتهرفته با شرايط اقليمى ميهن جديد خود خو گرفتند و به توسعهء كشاورزى و دامپرورى اين ناحيه از ايران كمك كردند . هنگامى كه فريزر گام به شهر قوچان مىنهاد نيرومندترين و بزرگترين تيره از كردان ، يعنى زعفرانلوها ، شهر و آباديهاى آن را در برابر تركمنهاى بيابانگرد و غارتگر حفظ مىكردند .
سوداگر انگليسى دژ و وسايل دفاعى شهر را كاملا متناسب و رضايتبخش يافت .
ديوارى كه برگرد شهر كشيده بودند ده تا دوازده پا ضخامت داشت . در اطراف ديوار شهر ، به فاصلههاى معين برجهايى براى ديدهبانى و دفاع و پايين ديوار خندقى بسيار ژرف ساخته بودند .
بازار قوچان
« . . . اين بازار بر خلاف ساير شهرهاى ايران سرپوشيده نبود ؛ در هيچ سو ويرانهاى ديده نمىشد و شهر به داشتن خانههايى خوب و محكم و سكنهاى در حدود پانزده تا بيست هزار نفر بر خود مىباليد . آباديهاى اطراف قوچان به خوبى نيازمنديهاى اين شهر نسبتا پر جمعيت را برمىآورد . شايد به همين سبب يا به واسطهء يكى از بزرگترين ويژگيهاى اخلاقى كردها ، كه بىنيازى از ديگران است ، قوچان داد و ستدى با خارج نداشت و فقط پارهاى از كالاهاى موردنياز را كه انگشت شمار بود وارد مىكرد . از آنجا