بازارهاى قوچان
« . . . هنگام توقف در قوچان ، بازارهاى محلى را هم بازديد كردم كه مثل ساير بازارهاى مشرق زمين راستهء درازى است با سقف چوبى كه به شكل كمان به هم مىپيوندد و از گل و هيزم پوشيده شده است تا از تابش آفتاب جلوگيرى شود . من در بازار بزازها قدرى مكث نمودم و چندين دكان را سركشى كردم كه ظاهرا پر از چلوار و پارچههاى الوان كتان اروپايى بود . پرسيدم پارچهها را از كجا آوردهاند ؟ جواب دادند روسيه ، و هر قطعه هم نام كمپانى روس داشت .
پرسيدم « جنسى هم از انگلستان براى فروش در بازار هست ؟ »
در جواب مقدارى پارچههاى رنگارنگ و كتانى راهراه نشان دادند ولى هيچ كدام مارك انگليسى نداشت و فروشنده نمىدانست كه از كجا وارد شده است . سرانجام مقدارى پارچه نشان دادند كه علامت كارخانهاى در بمبئى داشت و حتما با نخ هندوستان بافته شده بود . سؤال كردم آيا وارد كردن جنس از چنان راه دور قرين صرفه است ؛ جواب دادند كه هرچند قيمت اين پارچهها گرانتر است ولى به واسطهء خوبى جنس ، كه در پارچههاى ديگر نيست ، خريدار دارد . تمام شيشه آلات و ظروف و آهن آلات بازار مال روسيه بود و همچنين قند ، و مىگفتند كه قسمت عمدهء چاى از بندر عباس و هندوستان وارد مىشود و مقدارى هم از روسيه . درواقع منافع سياسى و تجارتى روس در قوچان نيك محفوظ است . چون روسها در آنجا نمايندهء مواجب بگير دارند . تجارت صادراتى قوچان كه پوست و پنبه است در دست ارامنه است . به واسطهء مهارت تجارتى ايشان بيشتر امور تجارتى در دست آنهاست .
مجاورت قوچان به عشقآباد و ارتباط امن و آسان بين اين دو محل كافى است كه برترى روس را تأمين كند . شهر با يك رشته تلگراف كه ايرانى است از يك طرف با مشهد و از طرف ديگر با بجنورد كه در جلگهء اترك ، سى ميل دور تر ، واقع است و از آنجا هم با خطوط تلگرافى روسيه در قزل اروت مرتبط است . قوچان يك سرويس هفتگى پست روسى از عشقآباد دارد كه سواركاران تركمن از راه قوچان به مشهد مىرسانند . »