اميرنشين قوچان
« . . . پيش از آنكه قوچان را ترك كنم جا دارد شرحى اجمالى نيز راجع به اين ناحيه و حكومتى كه قوچان مركز آن است بيان كنم .
قوچان كه محدود است از طرف شمال غربى به بجنورد تا رادكان كه سر راه مشهد است و در حدود شصت ميل « 1 » است امتداد مىيابد و عرض آن از شمال به جنوب قدرى از طولش كمتر است و نيمى از مساحتش كوهستانى و يا ارتفاعاتى است كه من از مرز شمالى تا جلگهء قوچان سير كردم و عرض آن به طور متوسط پانزده ميل است كه بدون هيچگونه بريدگى طبيعى تا مشهد ادامه دارد . كوهستان شاه جهان كه از طرف جنوب به شهر قوچان مىرسد و در عقب شهر كه 800 ، 3 پا از سطح درياست قلهاى دارد كه ده هزار پا ارتفاع آن است .
در سراسر شمال خراسان محلى حاصلخيزتر و پر آبتر از جلگهء قوچان نيست و با آبيارى درست هر دانه صد دانه بار مىدهد . از لحاظ غلات هم مىتوان آن را انبار گندم خراسان ناميد . « اسكوبلوف » خوب مىدانست كه به چه دليل « گرود كف » را براى تهيهء عليق اسب و شتر نزد شجاع الدوله مىفرستند . روسهاى امروزى هم از روى بصيرت كامل در آن ناحيهء ممتاز سوق الجيشى كه دسترسى به آن برايشان آسان است مستقر مىشوند تا خواربار لشكر بزرگى را تأمين و بر سراسر خراسان اعمال نفوذ كنند . جمعيت اين اميرنشين ، بيشتر كردهاى زعفرانلو هستند و مقدارى هم تركهاى گرايلى و عدهء كمى ايرانى . « 2 » مجموع جمعيت آن را به تفاوت از 90 تا 200 هزار ذكر كردهاند و لازم به تذكر نيست كه رقم كوچكتر به حقيقت نزديكتر است . درآمد ايلخانى شامل مقدارى باج است كه از هر خانوار و دكان در شهر و اراضى مزروع خارج شهر دريافت مىدارند و مقدارى هم عايدات املاك خصوصى اوست . »
از اين درآمدها وى بايد خرج دستهء سوار خود را كه در سوارى ماهر و با تفنگ
هامش
( 1 ) . هرميل انگليسى 1609 متر است .
( 2 ) . لرد كرزن انگليسى سياستمدار معروف در اينجا نيز تجاهل كرده است ، زيرا اكراد و تركهاى شمال خراسان و غرب ايران هم ، مانند هم ساير مردم اين مرزوبوم عموما ايرانى هستند .