مىشود . عاشقها « 1 » آهنگ ويژهء كشتى را كه « كور اوغلى » باشد مىنوازند .
تماشاگران ، هر دو پهلوان را تشويق مىكنند . رسم و قاعدهء كشتى با شهر تفاوت دارد .
امتياز و ضربه در كار نيست و قهرمانى كه دو شانهاش به خاك ماليده شود شكستخورده به شمار مىآيد . سپس با ميانجيگرى پيرمردان آن دو ، روى هم را مىبوسند و با دريافت جايزه از ميدان بيرون مىروند .
پس از اجراى مراسم كشتى ، ميهمانان به ناهار دعوت مىشوند و بعد از ناهار جوانان به شادى و پايكوبى مىپردازند و پيران براى صورتبردارى از جهيزهء عروس به خانهء او مىروند و برمىگردند و صورتها را به امضاى داماد و پدرش و ريشسفيدان خانوادهء آنها مىرسانند و آنگاه آوردن جهيزيه به وسيلهء خوانچههاى تزيين شده از منزل عروس آغاز مىشود .
در ابتداى شب ، جامههايى را كه خانوادهء عروس براى داماد فراهم كردهاند به داماد مىپوشانند و در همين موقع آرايشگران محلى كه بزكچى نام دارند عروس را آرايش مىكنند . در اواسط شب كاروانى از خانوادهء داماد به خانهء عروس مىرود كه عروس را بياورند . پيشاپيش اين كاروان ، عاشقها به نواختن ، و دختران و زنان به رقص و پايكوبى مىپردازند . سپس اسب ويژهء عروس كه بسيار زيبا تزيين شده و سرانجام ريشسفيدان حركت مىكنند . در خانهء عروس باز هم دستافشانى و پايكوبى ادامه مىيابد و پس از مدتى پدر يا سرپرست عروس كه به سبب جدايى غمگين است گريهكنان نزد عروس مىآيد و عروس نيز خود را به گريه مىزند ، پدر نيز خوشبختى آرزو مىكند و اجازهء بردن عروس را مىدهد . عروس را بر اسب مخصوص او سوار مىكنند و پسر بچهاى پنج شش ساله را بر پشت اسب او مىنشانند به اميد اينكه نخستين فرزند وى پسر باشد ، و كاروان با همان شور و شادى حركت مىكند ، داماد و برادر خواندهاش همراه گروهى از جوانان ورزيده ، سوار بر اسب در جايى نزديك خانهء داماد كمين مىكنند تا كاروان عروس نزديك شود .
آنگاه اين گروه به سوى كاروان عروس تاخت مىزند . داماد در پنجاه قدمى كاروان
هامش
( 1 ) . عاشق به اصطلاح محلى دهل را گويند .