شيرينى و ميوه و قوارهاى پارچه را در ميان خوانچه « 1 » گذارده و به خانهء عروس مىفرستند . معمولا بين عقد كردن و بردن عروس به خانهء داماد فاصله مىافتد . اين امر به شرايط شغلى اشخاص فرق مىكند ، مثلا كسانى كه صاحب كشت و زراعت هستند ، معمولا اين امر را به بعد از برداشت محصول موكول مىكنند .
بههرحال وقتى زمان عروسى تعيين شد قبلا جهيزيهء عروس را با تشريفات خاص در چند خوانچه مىگذارند و به منزل داماد مىبرند و در آن شب كه شب « باغ داماد » ناميده مىشود لباس داماد را از خانهء عروس به خانهء داماد مىبرند و نزديكان داماد و عروس تا آخر شب بيدار هستند و شادمانى مىكنند و آخرهاى شب داماد را به حمام مىبرند و در موقع بردن به حمام با صداى دهل و سرنا و رقصكنان فرياد « شاباش ، شاباش » ( يعنى شاد باش ) سر مىدهند .
در مراسم شب عروسى ، وقت خارج شدن عروس از خانهء والدين ، پدر جلو آمده و يك قرص نان به كمر دخترش مىبندد تا با بركت وارد خانهء شوهر شود . بعد به منظور استحكام و پايدارى زناشويى سفارش مىكند كه « دختر جان ، با لباس عروسى به خانهء شوهر رفتى با كفن خارج شوى . »
سابقا عروس را با اسب يا پياده به خانهء داماد مىبردند ، داماد و خانوادهء او هم از سوى ديگر به طرف عروس حركت مىكنند و در فاصلهاى از يكديگر متوقف مىشوند .
خانوادهء عروس سعى مىكنند كه داماد جلوتر بيايد ، داماد هم بنا به توصيهء اطرافيانش جلوتر نمىرود و اين امر باعث اختلافنظر و در بعضى مواقع منجر به نزاع مىشود تا بالاخره با ميانجيگرى عدهاى از بزرگان و ريشسفيدان ، توافق حاصل مىگردد و در آن موقع داماد با تعدادى انار و نقل و تكه قندهايى كه از مراسم عقد نگه داشته نزديك عروس شده و در چارقد او نقل و تكه قند مىگذارد و انارها را ميان جمعيت پرتاب مىكند ، جمعيت هم انارها را مىگيرند و شادى مىكنند ، اين مراسم را « نارزدن » مىگويند .
هامش
( 1 ) . خوانچه ، طبق چوبى مستطيل شكلى است كه در آن ميوه يا شيرينى مىگذارند و از جايى به جاى ديگر مىبرند .