باشد ) . مادر داماد نانها را بالاى سر عروس مىشكند و به عنوان صدقه به بينوايان مىدهد و شيرينى و گندم را نيز از اطراف سر عروس به زمين مىريزد كه حاضران بويژه كودكان جمع كنند . بعد چند سينى بزرگ مسين در برابر عروس مىگذارند تا هنگام پياده شدن از اسب ، پا روى آنها بگذارد . عروس از اسب فرود مىآيد و از روى سينيها مىگذرد تا به حجله برسد . حجله را قبلا با جهيز آراسته و جاى معينى براى نشستن او ترتيب دادهاند .
گروهى از ميهمانان مباركباد مىگويند و خداحافظى مىكنند و به خانههاى خود برمىگردند و عدهء كمى كه از خويشان نزديك هستند در حجله جمع مىشوند . داماد برادر خواندهاش را خبر مىكند و به عنوان سپاسگزارى دست در كمر او مىاندازد و سه بار او را مىگرداند و برادر خواندهاش نيز همين كار را با داماد مىكند . در اين وقت حاضران بتدريج از حجله خارج مىشوند و تنها چند زنى كه همراه عروس آمدهاند و يكى از آنها « ينگه » « 1 » است در حجله مىماند . اين زنان نيز پس از اداى وظيفهء خود از حجله بيرون مىروند و عروس و داماد را تنها مىگذارند » . . .
« . . . اما « ينگه » عروس پس از بيرون آمدن از حجله به اتاق مجاور كه زنان خانوادهء عروس و داماد در آن جمعند مىرود و با سربلندى مىگويد : « الحمد للّه كه به مرادشان رسيدند و عروسمان پاك و مايهء افتخار خانواده است » . زنان دو خانواده كف مىزنند و شادى مىكنند و همه باهم به حجله مىروند و عروس را مىبوسند و به او تبريك مىگويند و اين جمله را به زبان مىآورند « بارك اللّه ، صد رحمت به آن شيرى كه خوردهاى . » در اين هنگام ، هديه و انعامى را كه براى « ينگه » در نظر گرفتهاند به او مىدهند و او نيز به اتفاق زنان خانوادهء عروس به خانهء پدر عروس برمىگردند .
صبح روز بعد ، از خانهء پدر عروس خوراكى كه آن را « قويماغ » مىنامند براى عروس مىآورند . مواد اين خوراكى عبارت است از آرد و شير و شكر و روغن و معتقدند كه براى تقويت مفيد است . جمعى از زنان دو خانواده ناهار را در خانهء داماد صرف مىكنند ، اين عده مأمور جمع كردن جاى عروس كه اصطلاحا « يريقلى »
هامش
( 1 ) . ينگه براى عروس به منزلهء ساقدوش است . . . كه وى را به وظايفش آشنا سازد . فرهنگ معين .