جز روزگار گل كه غم از دل برون نمود * بسيار خون به دل شدم از روزگارها
بلبل ز دفتر گل روى تو درس عشق * مىخواند صبحدم به سر شاخسارها
يك تن نشان گمشدهء دل به ما نداد * كرديم گرچه گردش شهر و ديارها
ننشست گرچه خاك ره عشق شد « نصيب » * بر دامن تكبر جانان غبارها
مرحوم نصرت اللّه كوهستانى در هنگام مرگ در « داش بولاق » از بلوك چناران ، اقامت داشت و در سى سالگى در حسرت و درد درگذشت و در همان ده به خاك سپرده شد . « 1 »
4 . مهدى تقديسى راستگار ، فرزند عيد محمد متولد سال 1284 ش . عمرى در خدمت دارايى قوچان سر كرد . وى در ضمن خدمت ، بهطور پراكنده شعر مىسرود و اشعارش از استحكام و روانى و انسجامى خاص بهره داشت . اين شاعر با ذوق بعد از 71 سال عمر ، روز 28 فروردين 1355 ش . وفات يافت . از وى سه فرزند ( دو پسر و يك دختر ) باقىمانده است .
متأسفانه اشعار مرحوم تقديسى در زمان حياتش جمعآورى نشد . اينك نمونهاى از اشعار او را در اينجا مىآوريم :
دلم از كشمكش عمر به تنگ آمده است * شيشه طاقتم از غصه به سنگ آمده است
همه را شاهد مقصود به چنگ آمده است * بخت بدبين كه مرا راحله تنگ آمده است
*
گشته بر چهرهء من باب سعادت مسدود * چون كشم آه ، برون از جگرم آيد دود
هامش
( 1 ) . برگرفته از صد سال شعر خراسان ، على اكبر گلشن آزادى ، ص 574 - 576 .