در قبلهء طور دل ثانى كليمى تو * اعجاز يد بيضا با خصلت موسى كن
حقد و حسد و كينه از سينه برون بنما * با خشم و غضب هر دم هيجاء معادا كن
نفس دنى و شهوت حرص و طمع و نخوت * خصمان تو مىباشند انديشهء اعدا كن
دنيا همه افسون و بند است و گرفتارى * از پاى گره بگشا ترك غم دنيا كن
در بند شياطينى اى گوهر ماء و طين * از بهر نجات خود جهدى و تقلا كن
پاكى و اصيلى تو ميرى و جليلى تو * آن گوهر پنهانى در خويش هويدا كن
سيمرغى و عنقايى با زاغ و زغن منشين * بالى بزن و مأوا بر شاخهء طوبا كن
در مرتبهء و الا شو لايق كرمنا * بر مسند اوادنى منزلگه و مأوا كن
اين جيفهء دنيا را بر لاشخوران مى نه * راى طلب روزى اندر خور عنقا كن
مرداب جهان جانت سيراب كجا سازد * اى تشنهء سرگردان رو جانب دريا كن
خوى ددى و زفتى زشتى و پليدى را * با سيرت انسانى پاكيزه و زيبا كن
با چشم تر و آهى از سينه سحر گاهى * با گفتن اللهى صد درد مداوا كن
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 379
مساهمون: رمضانعلى شاكرى
ص٣٧٩