بانو فرشيد افشار ، اين شاعرهء گمنام قوچان ، با اينكه بيش از شش ماه در مكتب خانه درس نخواند ، چون از قريحهء خدادادى بهرهمند بود در دوران كوتاه عمر خود اشعارى سرود و سرودههاى وى در ديوانى به عنوان شاعرهء گمنام باقى مانده است .
ديوان شعر آن مرحومه به نام جنگ اسرار در تاريخ 1318 به اهتمام شوهرش مرحوم مدير الديوان جمعآورى و به خط و مقدمهء جامع فرزند اديب و فاضلش آقاى علاء الدين افشار به سال 1326 ش . در 202 صفحه تحرير يافته كه متأسفانه تاكنون چاپ و منتشر نشده است .
اين بانوى بافضيلت بعد از يك عمر كوتاه ولى پر ثمر ، اذان صبح پنجشنبه نهم خرداد 1325 مطابق با 28 جمادى الآخر سال 1365 ق . در قوچان وفات يافت و در كنار مزار شوهرش در آستانهء شهر كهنه دفن گرديد .
و اينك نمونهاى از اشعار او :
توحيد
خدايا جهان را جهانبان تويى * همه بندگان را نگهبان تويى
يكى را كنى نام او شهريار * يكى را بتازى ز ملك و ديار
همه قدرت خويش بار آورى * همه هرچه خواهى به كار آورى
يكى را به قدرت سليمان كنى * يكى را به قوت نريمان كنى
على ( ع ) را دهى برترى در جهان * گزينى مر او را ز كون و مكان
از آن پيش كايجاد عالم كنى * جهان فخر بر جود خاتم كنى
از او دخترى بر وجود آورى * ملائك همه در سجود آورى
محمد ( ص ) نبودى اگر در جهان * كجا رستگارى شدند عاصيان
مركب شود بحرها سر به سر * شود كلك اشجار از خشك و تر
سماواتيان و بشر جملگى * شوند خاكبوس درش هر يكى
شوند عاجز از وصف او سر به سر * درود و تحيت به خير البشر
پيمبر بود خوان فضل و كرم * خدايا به درگاه او سا سرم
به قربان او باشد اينجان من * ز لطفش بود زنده ايمان من