مىكرد . در سال 1925 م . شورشى در خراسان بر پا شد كه يك افسر ارتشى به نام سالار جنگ ( لهاك خان ) رهبرى آن شورش را به عهده داشت و با قيام و عمليات خود فوقالعاده اسباب زحمت مقامات تهران گشت « گپئو » بلافاصله نسبت به اين شورش ابراز علاقه كرد و شعبهء عشق آباد « گپئو » از مسكو اجازه خواست كه به شورشيان كمك كند و اسلحه و مهمات و نفرات كافى به آنها برساند ، زيرا به نظر « گپئو » عشقآباد ، قيام و شورش خراسان يك نهضت انقلاب عمومى بود و كمك شوروى به شورشيان نهايت ضرورت را داشت .
اما مسكو به جاى اينكه فورا اقدام كند ، اتخاذ تصميم را به تأخير انداخت و تقاضاى اطلاعات بيشترى در خصوص شورشيان خراسان نمود و اين مسامحه و تعلل و دفع الوقت كار خود را كرد و شورشيان در نتيجه فقدان اسلحه و مهمات و قواى كمكى كافى بسرعت از قواى دولتى ايران شكست خوردند و به كلى تار و مار شدند . گو اينكه رئيس « گپئو » عشقآباد على رغم تأخير اقدامات مقامات مركزى روسيه پيش خود پنجاه تن از قراولان سرحدى روسيه را با لباس مبدل و تفنگ و مسلسل و دستورات لازم به كمك شورشيان فرستاده بود . ولى چون اين كمك كفايت نمىكرد ، نتوانست از شكست نهايى شورشيان ممانعت كند . . . » « 1 »
سال 1310 ش . سلطان حسن خان پلتيك فرمانده ساخلو 150 نفرى قوچان و سال 1311 سلطان ارسلان ميرزا فرماندهء قوچان در مورد سربازگيرى اخاذى و سرلشكر مطبوعى به قوچان آمده و به امر شاهنشاه ( ! ) پولهاى اخذ شده را به وسيلهء ريشسفيدان به مردم مسترد مىگرداند .
سال 1317 ش . يك اسوران سوار به فرماندهى سروان هنجى در كاروانسراى پزشكى 6 يا 7 ماه برقرار و راهزنان را قلع و قمع مىنمايد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ژرژ لنزوسكى ، رقابت روسيه و غرب در ايران ، ترجمهء اسماعيل رائين تهران 1353 ص 142 .
( 2 ) . رزم افروز ، عبد الحسين . قوچان را بشناسيم ، 1343 ش .