ناپديد گرديد . از طرف لشكر نهم خراسان دو ستون تعيين شدند . ستون اول مأمور اشغال و حفظ گردنهء « مزدوران » در محور مشهد و سرخس گرديد و ستون دوم مركب از يك هنگ پيادهء ناقص ، يك آتشبار 75 ، يك گروهان مهندسى با كاميون ، يك گردان سوار و دو آتشبار 105 به فرماندهى سرهنگ دوم ، افشار مأمور اشغال و حفظ گردنهء امامقلى در محور قوچان و باجگيران و درگز شد . از آنجايى كه لشكر وسايل موتورى كافى براى حمل اين ستونها نداشت در شهر مشهد شروع به جمعآورى چند كاميون و اتوبوس كرد ، « ولى رانندگان و صاحبان كاميونها و اتوبوسها كه جز به ماشينهاى خود نمىانديشيدند ، در مدت بسيار كوتاهى تمام ماشينها را پنچر كرده و موتورها را از كار انداختند و به هر وسيلهاى متوسل مىشدند تا كاميونهاى آنها به دست لشكر نيفتد . » « 1 »
ستون دوم كه 200 كيلومتر از موضع معين شده دور بود و بدتر آنكه هيچ نوع وسيلهء موتورى در اختيار نداشت ، نمىتوانست بسرعت خود را به گردنهء امامقلى در محور قوچان و باجگيران برساند . به اين جهت قوچان از طرف نيروى موتورى شوروى اشغال شد . ناچار به ستون دوم دستور داده شد كه در دهنهء اخلومد مستقر شده و دفاع كنند . « 2 » قوچان ، شهر بىدفاع ، دستور ترك مقاومت داشت . رؤساى ادارات و عدهاى سرشناس ، شهر را به قصد نقاط امن ترك مىگفتند ، بقيهء مردم وحشتزده در خانههاى خود مخفى شده و مشغول ذخيره كردن آزوقه بودند . در همان روز ارتش شوروى به بهانهء از بين بردن ستون پنجم آلمان در ايران وارد قوچان شد .
خبر ورود ارتش شوروى ، مردم كنجكاو را وادار كرد تا جريان را از نزديك مشاهده كنند و من نيز مانند عدهاى از مردم از منزل خارج شده و در خيابان نادر شاه ( دكتر شريعتى ) ، روسها را كه با تجهيزات جنگى وارد شهر شده بودند تماشا مىكردم . شهر در سكوت مطلقى فرو رفته بود تنها صداى خشن و يكنواخت تانكها و زرهپوشها و گاه صداى گلولهء مسلسلهايى از خارج شهر شنيده مىشد . عدهاى از مهاجران روسيه كه در قوچان ساكن بودند در مقابل ارتش شوروى با فرياد « زنده باد استالين » و « زنده باد ارتش
هامش
( 1 ) . در حكومت ديكتاتورى همواره اينگونه عمل مىشود ، زيرا بين دولت و مردم رابطهء صميمانه وجود ندارد .
( 2 ) . اديب هروى ، محمد حسن . الحديقة الرضويه ، مشهد ، 1326 ش . ص 309 ، 311 و 313 .