تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
در دورهء پادشاهى امير امان اللّه خان ، دچار اشكالات شده بود و سفير كبير ايران در كابل ، نكته را به تهران گزارش داده و وزارت خارجه ، مشكل را به شور با فرماندهء كل قوا واگذار كرده و سالار جنگ ، افسر جوان داوطلب ، با ده اسب زيباى پيشكشى از طرف دولت خود مأمور كابل مىگردد . ناامنيهاى چريكى بىهيچ رخدادى با درآمدهاى دوستانه ، همه پشت سر گذاشته شد . . . وى با پيشكشهاى خود وارد كابل شده و با سفير ايران به حضور پادشاه مىآيد . افسر جوان با مدال طلا پذيرفته شده و در بازگشت به درجهء سروانى نايل و با نشانى از طرف وزارت خارجه تشويق مىگردد . در همين هنگام است كه خبر ترور شدن پسر عموهايش « سهم » و « هژبر » و دهها تن . . . از جنگجويان سواد كوهى را در جنگلهاى مازندران به وى مىدهند كه او را سخت خشمناك مىكند ، در همان حال به سوى برادرش شروين نيز ، در بازگشت از بابل با حضور سرهنگ آيرم رئيس ستاد ، تيراندازى مىشود و وى خود را به گرگان و به شورشيان تراكمه مىرساند و به يارى نفس سردار ، از سرداران ايل جعفرباى ، كه از دوستان پدرانش بوده بدان سوى مرز روس مىرود . سرلشكر خزاعى كه لهاك را پسر خود مىخوانده از فرماندهى لشكر خراسان بر كنار و جان محمد خان پست او را احراز مىكند و مارش جنگ براى آرامش « صحرا » در گرگان آغاز مىگردد . در همين مانور است كه سالار جنگ از رفتار زشت قزاقها نسبت به تراكمه سخت رنجيده و مناسباتش به خلاف دوران سرلشكر خزاعى ، با فرماندهء جديد رو به تيرگى مىنهد . لختى نمىگذرد كه وى به فرمان جان محمد خان از طوس به مرز روس در گودان پرتاب مىگردد . وى گودان را در اختيار گرفته و با گروه جنگى خود به قوچان و پس بجنورد حمله مىكند و پادگانهاى آن مرزها را توسط چريكهاى محلى هماهنگ درهم مىنوردد . در همان حال شخصا به تلگرافخانه رفته درخواست . . . محاكمه اركان خودسر ارتشى را در همان خراسان مىكند . آنچه پيداست . . . سالار جنگ كه مهمات جنگىاش تمام شده بود با هزار جنگجو به پيشاهنگى جمازه سواران بلوچ ، كه زير فرماندهى مستقيم خود وى بودند ، در مرز روس