دولتى تنها دو فروند هواپيما در آسمان قوچان ظاهر شد . افراد سالار در ميان شهر پراكنده شدند و از پناه خانهها و منازل مردم به هواپيماها تيراندازى مىكردند . هواپيماها هم شهر را هدف قرار داده و بمبها را روى شهر ريختند كه جز زيان و خسارت جانى و مالى براى مردم قوچان حاصلى نداشت . از جانب جان محمد خان والى مشهد هم خبرى نبود . شهر در نهايت بىنظمى و خطر قرار گرفته بود كه خبر رسيد رضا خان شخصا عازم خراسان شده و در شاهرود ، هنگام استقبال رؤسا و اعيان خراسان ، شاه از وضع شمال خراسان مىپرسد و به جان محمد خان پرخاش مىكند . جان محمد خان هم از خود خلع درجه مىكند و طبق دستور به تهران اعزام مىگردد .
در دنبالهء اين خبر دستور رسيد كه اگر مردم قوچان تا فردا پرچم سفيد بر فراز شهر نزنند ، قوچان با بمب زيرورو خواهد شد . نيمهشب سهشنبه ، دوم محرم 1345 ق .
صداى شيپور بلند شد ولى سحرگاه اثرى از سالار و قوايش در شهر ديده نشد و معلوم گرديد كه سالار شبانه با اتباعش به طرف روسيه فرار كرده « 1 » و اردوى امير لشكر از طرف مشهد و خوانين محلى از قوچان ، وى را تا هودان در مرز روسيه تعقيب كردهاند وقتى مطمئن شدهاند كه خطر سالار مرتفع گرديده مراجعت كردهاند در اين موقع اهالى قوچان ، شادىكنان پرچم سفيد را بر دكاكين خود نصب كردند و غائلهء سالار پايان يافت . دربارهء سرگذشت سالار جنگ ، نامهء مشروحى از برادرش پرفسور شروين باوند استاد فلسفه و تاريخ دانشگاه شيراز رسيد كه خلاصهء آن را به شرح زير مىآوريم :
« سنگ نبشتهء آرامگاه لهاك ( سالار جنگ ) باوند ( 1282 - 1347 خورشيدى ) در كوهستان سواد كوه تنگهء سرخآباد ، زادگاه دودمان وى « روزگارم همه به نبرد گذشت و گذشت . »
در جوانى داوطلب گارد قزاق با ده نفر از جنگجويان كوهستانى خود در لشكر خراسان پذيرفته شد و در آترياى « توس » در جنگ با بالشويكها در گيلان شركت داشت .
در همين تاريخ است كه ارسال پست ديپلماسى سفارت شاهنشاهى از كابل به تهران ،
هامش
( 1 ) . به نوشتهء پرفسور باوند برادر سالار « . . . درخواست اسلحه و مهمات و حتى خريد آن از روسها مورد موافقت آنها قرار نگرفت و سالار در رأس كميته « پاداشيزم » با سوارانش تماما از مرز ايران گذشته و در سال 1926 م . وارد خاك روس شدند نه فرار .